دسته‌ها
خبر نرم افزار

برای اولین بار حملات بدافزارها به مک از ویندوز بیشتر شد

عموما فرض بر این است که سیستم‌عامل مکینتاش نسبت به ویندوز امن‌تر است و بدافزارها کم‌تر به سراغ این سیستم‌عامل می‌آیند. اخیرا تحقیقاتی در این زمینه صورت گرفته که خلاف این را ثابت می‌کند.در سال ۲۰۱۹ برای اولین بار حملات بدافزارها به سیستم‌عامل مکینتاش بیش از ویندوز کزارش شده است.

بر اساس تحقیقاتی که شرکت امنیتی مالوربایتس (Malwarebytes) انجام داده، مشخص شده که تهدیدات بدافزار‌ها برای سیستم‌عامل مکینتاش، دو برابر ویندوز ارزیابی شده است. این کمپانی می‌گوید حملات بدافزارها به مکینتاش نسبت به سال گذشته بیش از ۴۰۰ درصد رشد داشته که بیشتر به دلیل افزایش سهم بازار محصولات اپل و کاربران سیستم‌عامل اختصاصی این کمپانی است.

در هر صورت این شرکت امنیتی حملات و تهدیدات به کاربران هر دو سیستم‌عامل را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده که در سال ۲۰۱۹ به صورت میانگین، ۱۱ تهدید را برای سیستم‌عامل مکینتاش و ۵.۸ تهدید را برای ویندوز شناسایی کرده است. نکته جالب اینجاست که میانگین تهدیدات مکینتاش از میانگین ۴.۸ تهدید در سال ۲۰۱۸، به ۱۱ تهدید در سال ۲۰۱۹ رسیده که نشان می‌دهد سیستم‌عامل اپل دیگر مانند گذشته امن نیست.

البته این تعداد را می‌توان این گونه تعبیر کرد که به دلیل افزایش سهم بازار و کاربران مکینتاش، هکر‌ها علاقه بیشتری به سیستم‌عامل اپل پیدا کرده‌اند. همچنین این کمپانی می‌گوید که نرم‌افزار امنیتی داخلی سیستم‌عامل مکینتاش نمی‌تواند به خوبی با بدافزارها و برنامه‌های ناخواسته (PUP) مقابله کند. این نکته را هم فراموش نکنید که ماهیت بدافزارها در ویندوز و مکینتاش با هم تفاوتی اساسی دارند.

برای مثال، سیستم‌عامل ویندوز بیشتر مورد حملات بدافزار‌های معمولی قرار گرفته، در حالی که مکینتاش بیشتر تحت حملات PUP و تبلیغات‌های مزاحم قرار می‌گیرد. بدافزارهای تبلیغاتی بیشتر از طریق برنامه‌های پاک‌سازی مک به سیستم‌عامل راه می‌یابند که گل سر سبد آن‌ها برنامه‌ای به نام «NewTab» است. این برنامه از طریق برنامه‌های ردیابی بسته‌های پستی، نقشه‌های جعلی و ردیابی‌های پرواز‌های مسافری، تبلیغات آلوده را به کامپیوتر افراد آورده و آن‌ها را گاه و بی‌گاه به کاربران نشان می‌دهد.

ویندوز هم چندان امن نیست و هر ساله به صورت میانگین بیش از ۲۴ میلیون حمله به این سیستم‌عامل صورت می‌گیرد. بیشترین حملات نیز توسط بات‌های تروژان و باج‌افزار هاست. در هر صورت اگر تاکنون نسبت به امن بودن سیستم‌عامل مک بوک خود اطمینان داشتید، بهتر است فکری جدی برای امنیت لپ تاپ‌تان بکنید زیرا این طور که به نظر می‌رسد، هکرها علاقه بیشتری به مک بوک شما دارند.

منبع: Gizmodo

دسته‌ها
آموزشی نرم افزار

چگونه بعد از نصب ویندوز ۱۰ درایوها را پارتیشن‌بندی کنیم؟

وقتی لپ‌تاپ یا کامپیوتر جدید خریداری می‌کنید، پارتیشن‌بندی یا مدیریت درایو سخت عملی اجتناب‌ناپذیر است، به خصوص برای کاربران ویندوز. ساختن یک پارتیشن جدید در ویندوز کار دشواری نیست، اما برای یک شخص غیرفنی می‌تواند چالش برانگیز باشد. در این مقاله قصد داریم به شما کمک کنیم تا بدون استفاده از هرگونه نرم‌افزاری بتوانید در ویندوز ۱۰ پارتیشن بسازید.

پارتیشن‌بندی دیسک را می‌توان به چند روش انجام داد. برای سهولت کار می‌توانید از نرم‌افزارهای پارتیشن‌بندی شخص ثالث استفاده کنید. اما همچنان توصیه می‌کنیم که به سراغ نرم‌افزارها نروید، چون ویندوز ۱۰ به شما امکان می‌دهد تا با برنامه سیستمی به نام Disk Management Tool یک پارتیشن جدید بسازید. در ادامه دستورالعمل کامل این کار را به شما ارائه می‌دهیم.

مراحل ساخت پارتیشن در ویندوز ۱۰ بدون استفاده از نرم‌افزار

مرحله ۱: به “Windows Start Menu” بروید و “Disk Management Tool” را جستجو کنید، روی “Create & Format Disk Partition,” کلیک نمایید.

مرحله ۲: وقتی “Disk Management Tool,” باز شد، رابط را مطابق تصویر مشاهده خواهید دید، دیسک اصلی که می‌خواهید از آن یک پارتیشن جدید بسازید را راست کلیک نمایید. روی “Shrink Volume“ کلیک نمایید.

مرحله ۳: حالا در کادر قابل ویرایش، اندازه دیسک را که می‌خواهید به پارتیشن جدید اختصاص دهید، وارد نمایید. روی “Shrink”  کلیک کنید. حال پارتیشن ساخته می‌شود، اما شما آن را در سیستم خود نمی‌بینید؛ شما پارتیشن را در “Disk Management Tool”  با نام “Unallocated Partition” دریافت خواهید کرد.

مرحله ۴: روی “Unallocated Partition” راست کلیک کرده و اولین گزینه یعنی “New Sample Volume” را کلیک نمایید.

مرحله ۵:روی  Next کلیک کنید.

مرحله ۶: روی Next کلیک کنید.

مرحله ۷: روی Next کلیک کنید.

مرحله ۸: Finish را کلیک کنید.

حال پارتیشن جدید را در سیستم خود دریافت خواهید کرد.

امیدواریم به کمک این مقاله بتوانید بدون کمک از نرم افزار شخص ثالث پارتیشن جدید را در ویندوز ۱۰ خود بسازید.

دسته‌ها
دیجیتال برندینگ

چگونه خود را برای کسب و کار جدیدمان آماده کنیم؟

اسحاق پارکینسون، کارآفرین و تولید‌کننده نوار چسب مخصوص بیماران دیابتی، به‌طور اتفاقی به همراه یکی از دوستانش با مدل کسب‌و‌کار FBA آمازون ‌آشنا شد. ‌این آشنایی مسیر کار و زندگی او را به اندازه‌ای محتول کرد که مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت. سایت یوزژورنال مصاحبه‌ای خواندنی با آقای پارکینسون انجام داد. تجربه‌های کسب شده و درس‌های آموخته شده توسط او، ارزش بالایی دارند که در ادامه برخی از این تجربیات و دروس موفقیت را از زبان وی می‌خوانید.

بسیار ناراحت و آشفته بودم. به تازگی بابت سفارش خرید یک محصول، پرداختی زیادی داشتم که مبلغ آن خیلی بیشتر از خریدهای قبلی بود. با خودم گفتم با این پول چه کارهایی که نمی‌توانستم انجام دهم، اما، این احساس ناراحتی خیلی زود برطرف شد چون من در آن لحظه بهترین تصمیم زندگیم را گرفته بودم. این‌که برای خودم و آینده‌ام سرمایه‌گذاری کنم.
پیشتر، کارم این بود که داخل جعبه‌هایی که پر از اقلام برگشتی و خریداری شده از سایت liquidation.com بود جست‌وجو می‌کردم. این دستگاه‌های الکترونیکی، اقلامی بودند که مردم از سایت‌هایی همچون والمارت و آمازون دات‌کام خریداری کرده بودند و برای فروش روی سایت liquidation قرار داده بودند. برنده شدن در مزایده سخت و پیدا کردن یک جعبه پر از وسایل صدمه ندیده از آن هم سخت‌تر بود. در اولین مزایده‌هایی که برنده شدم، موفق شدنم اقلام را با سود ۲۰۰ تا ۳۰۰ دلار به فروش برسانم. فکر می‌کردم کار بزرگی انجام داده‌ام، اما در مورد جعبه‌های بعدی آن‌قدر خوش شانس نبودم. بیشتر اقلام داخل جعبه‌ها خراب و آسیب دیده بودند و اصلاً قابل تعمیر هم نبودند. از تهیه فهرست کالاها و ارسال آن‌ها خسته شده بودم. نیاز به تغییر و تحول داشتم. همان زمان بود که من و هم اتاقی‌ام برایانت جذب مدل FBA آمازون شدیم.
مدل FBA آمازون، زندگی‌ها را تغییر می‌داد و افراد را ثروتمند می‌کرد. برایانت و من تصمیم گرفتیم تا کسب و کاری راه بیاندازیم. تنها چیزی که نیاز داشتیم، محصولی برای فروش بود. اکثر آدم‌ها تصور می‌کنند برای راه‌اندازی یک کسب و کار باید دوباره چرخ اختراع کنند، اما این درست نیست. آسا‌ن‌ترین راه، پیدا کردن محصولی است که فروش خوبی دارد، پس از پیدا کردن محصول باید کمی ابتکار به خرج بدهید و آن‌را به محصولی برتر تبدیل کنید. ما دقیقاً همین کار را انجام دادیم. بعد از هفته‌ها تحقیق و بررسی محصولات و تحلیل معیارهای خاص، در نهایت اولین محصول عالی، نوار چسبی برای افراد مبتلا به دیابت را پیدا کردیم. 
فکرش را نمی‌کردم که افراد دیابتی بتوانند با چسباندن این نوارها روی پوست خود، گلوکز خونشان را کنترل می‌کنند. برادر من دیابت نوع ۱ دارد و من هیچ وقت ندیده بودم که او از چیزی شبیه نوار چسب استفاده کند. تمام مقالات و نقطه نظرات منفی که در مورد محصول فعلی وجود داشت را خواندم و تصمیم گرفتم نوار چسبی درست کنم که بهتر باشد و این گونه بود که Skin Grip متولد شد.
فکرش را نمی‌کردم روزگاری کسب و کاری که صرفاً مبتنی بر آمازون بود، خیلی زود به یک برند چند کاناله تبدیل شود و به عنوان مانیتورینگ‌ مداوم گلوکز خون (CGM) درمیان افراد دیابتی شناخته ‌شود.
وقتی کسب و کارم را آغاز کردم، آدم پولداری نبودم. حتی کار روزانه خود را به خاطر پرداختن به شغل جانبی ترک نکردم. اما تجربه‌ای که به دست آوردم ارزشمند بود. به همین دلیل می‌خواهم ۱۰ درسی که در این مدت آموخته‌ام را با شما به‌اشتراک بگذارم. امیدوارم روزی راه علاج بیماری دیابت پیدا شود؛ اگر این اتفاق بیافتد، کسب و کارم شکست می‌خورد که ایرادی ندارد. من متعهد هستم هر آنچه می‌توانم برای بهبود کسب و کارم و آمادگی برای فرصت‌های آینده بیاموزم. 

۱ – روی حل یک مشکل خاص برای افراد خاص تمرکز کنید

اگر به همه بفروشید، به هیچ کس نمی‌فروشید. من این موضوع را بارها و بارها تجربه کردم. جهان آنقدر بزرگ هست که نمی‌توانید تمام آدم‌هایی که نفس می‌کشند را برای خرید محصولاتتان هدف قرار دهید. واقعیت این است که همه نمی‌خواهند محصول شما را بخرند و اگر محصولات خاصی را که برای افراد خاص هدف قرار داده‌اید، عرضه نکنید؛ پیام شما هرگز طنین‌انداز نمی‌شود.
مشکل را پیدا کنید، راه‌حل را بسازید 
اولین قدم تمرکز روی مشکلی است که می‌خواهید حل کنید. باید دقیقاً مشخص کنید که می‌خواهید چه کسانی را هدف قرار دهید. با این افراد صحبت کنید، محصول و برند خود را بسازید و بر اساس نیاز و خواسته‌های آن‌ها بازاریابی کنید. در مورد Skin Grip، ما کار خود را با تمرکز روی افراد مبتلا به دیابت آغاز کردیم. البته این حوزه بسیار گسترده بود، به همین دلیل برای آن که حوزه کاری خود را مشخص‌تر کنیم، مشتریان خود را دیابتی نوع۱ قرار دادیم که از مانتیور گلوگز استفاده می‌کنند، فعال هستند و به دنبال بهبود زندگی خود از طریق تناسب اندام و فعالیت در فضای باز هستند. با مشخص کردن این موارد، مخاطبین ما بسیار کمتر شدند و ما ‌توانستیم پیام‌های خود را مستقیماً به این افراد اختصاص دهیم و با آن‌ها به صورت شخصی در ارتباط باشیم.

۲ – حواستان به خرج و مخارج باشد

پیش از هزینه کردن در مورد خرید ابزار، اجاره مکان و هر آنچه می‌خواهید، هزینه کنید؛ خوب فکر کنید. هزینه همان چیزی است که کسب و کارهای کوچک را به نابودی می‌کشاند. وقتی کار خود را آغاز کردید، روی فعالیت‌هایی تمرکز کنید که برای شما پولسازی می‌کنند. جریان نقدینگی از اصول کلیدی است. اگر پول نقد ندارید، باید کسب و کار را تعطیل کنید. شاید در ابتدا جذاب است که درآمد خود از کسب و کار را صرف خرید لپ‌تاپ‌های جدید و فانتزی، تجهیزات اداری خوب یا هر چیز دیگری کنید که به آن‌ها نیاز دارید. این ابزارها اغلب کمکی به درآمد خالص شما نمی‌کنند. بلکه سریع‌ترین راه برای غرق کردن کسب و کار شما هستند. من شخصاً یک نرم‌افزار فهرست موجودی (Inventory) گرانقیمت خریداری کردم، در حالی که می‌توانستم به راحتی فهرست موجودی را از صفحه گسترده اکسل ردیابی کنم. انتخاب‌های این چنینی، هزینه‌های من را بالا برد و موجب شد که جریان نقدینگی من برای انجام فعالیت‌های مهم دیگر از بین برود. باید از خودتان بپرسید که آیا خرید این ابزارها در حال حاضر کمکی به رشد و توسعه کسب و کارتان می‌کند یا خیر؟ اگر جواب ” بله” است، آن‌ها را خریداری کنید، در غیر این صورت این کار را به آینده موکول کنید.  

۳ – شریک داشته باشید ( اگر مناسب می‌دانید)

شریک داشتن یا شریک شدن مسئله این است. سوال بسیار دشواری است. من سال‌ها با شرکای مختلف روی پروژه‌های متفاوت کار کردم و بیشتر اوقات احساس می‌کردم اگر تنها بودم بیشتر کارها را به بهترین شکل انجام می‌دادم. داشتن شریک بعضی وقت‌ها باعث محدویت من می‌شد، چون قبل از انجام برخی کارها باید از شریکم اجازه می‌گرفتم. گاهی اوقات طمع به سراغم می‌آمد و می‌خواستم همه کارها را خودم انجام دهم. وقتی تجربیاتم بیشتر شد تصمیم گرفتم هیچ کسب و کار دیگری را بدون داشتن شریک آغاز نکنم به این دلیل که یک فرد اجتماعی هستم و به خاطر همین تعاملات اجتماعی و گفت و شنودهاست که زندگی می‌کنم. در ابتدا مغرور بودم و همه پول و افتخارات را برای خودم می‌خواستم، اما فهمیدم از زمانی که کارم را به تنهایی آغاز کردم، احساس تنهایی می‌کنم. متوجه شدم که برای رسیدن به موفقیت، باید تمام فشارها و مسئولیت‌ها را تنهایی به دوش بکشم، وقتی در کارم به مشکلی برخورد می‌کنم، کسی نیست که با ایده‌هایش به من کمک کند و این برایم سخت بود. به خاطر سلامت روانم هم که شده تصمیم گرفتم شریک داشته باشم، حتی اگر این کار به معنی رسیدن سهم کمتر به من باشد. اما شریکمان باید چگونه باشد؟

۴ – روی قیف فروش خود تمرکز کنید

ای کاش قبل از شروع کسب و کار آنلاین خود، کتاب دات‌کام نوشته راسل برونسون را می‌خواندم. کار من بدون آگاهی قبلی از قیف‌های فروش آغاز شد، هنوز هم مشغول مطالعه و تکمیل اولین قیف فروش خود و اجرای آن در کارم هستم. چیزی که نمی‌دانستم این بود که جذب مشتری و هدایت آن‌ها به سمت وب‌سایتم کار ساده‌ای نیست. من تبلیغات را در فیس‌بوک و گوگل آغاز کردم تا نظر مشتریان را به فروشگاه خودم جلب کنم، اما  این کار را اشتباه انجام می‌دادم. هنوز فهرست ایمیل‌هایم را نساخته بودم یا به‌طور درست از آن‌ها استفاده نمی‌کردم. ابتدا باید یک قیف فروش شفاف برای خودتان تعریف کنید تا مشتریان رویایی‌تان را جذب کنید، کسانی که پیام شما را طنین‌انداز می‌کنند و به همه می‌رسانند. حفظ مشتری آسان‌تر از یافتن مشتری جدید است و این کار از طریق یک قیف فروش خوب امکان‌پذیر است.

۵ – شور و اشتیاق  باعث پولسازی می‌شود

همیشه فرصت‌های بی‌نظیری در بازار وجود دارند که موجب کسب درآمد و پولسازی می‌شوند. وقتی اوضاع سخت می‌شود و وضعیت مالی ناخوشایند، شما به پول بیشتری نیاز دارید تا بتوانید جریان کسب و کار خود را حفظ کنید. در این اوضاع دشوار، شور و اشتیاق و بینش شما است که می‌تواند در گذار از این شرایط سخت کمک کند.  اگر در مورد آنچه که انجام می‌دهید، علاقمند و مشتاق نباشید در نهایت دچار فرسودگی شغلی می‌شوید، کارتان را ترک می‌کنید و عرصه را به کسانی واگذار می‌کنید که نسبت به کارشان علاقمند هستند.

۶ – برای کارهایتان زمانبندی داشته باشید

در ابتدا خیلی خود را گرفتار کارهایم می‌کردم. هر روز تمام صندوق ورودی ایمیل خود را بررسی می‌کردم، پاسخ می‌دادم، فهرست موجودی را مدیریت می‌کردم، در شبکه‌های اجتماعی پست می‌گذاشتم و کارهایی از این دست انجام می‌دادم. این کار باعث شد که خیلی زود به فرسودگی شغلی برسم و غرق در استرس و آشفتگی شوم. این استرس و نگرانی ابتدا در رابطه با دوستان و خانواده خود را نشان داد. آنچه که دیدگاه من را تغییر داد، قانون پارکینسون بود. طبق این قانون « هر کار به اندازه زمانی که برای آن تخصیص داده شده طول می‌کشد.» اگر مثلاً یک ساعت در هفته را وقت پاسخگویی به منتقدین کنید، پس همان یک ساعت طول خواهد کشید. اگر کل روز را به این کار اختصاص دهید، مطمئن باشید که این کار کل روز شما را خواهد گرفت.

۷ – از سلامت ذهنی و فیزیکی خود غافل نشوید

کارآفرینی می‌تواند شما را منزوی کند. برخی روزها در صدر اخبار هستید و برخی روزها در عمق ناامیدی غوطه‌ور می‌شوید. متین و موقر ماندن در هر شرایطی یکی از سخت‌ترین چالش‌ها است. شاید سرتان خیلی شلوغ باشد ولی قرار نیست کل روز خود را به کارتان اختصاص دهید. حقیقت این است که اگر فردی هدف‌گرا، کارآفرین و دارای تیپ شخصیتی نوع A هستید، نوسانات خلقی بخشی از فطرت ژنتیکی شما است. فقط به خاطر داشته باشید هر آنچه را که مناسب است انجام دهید، اما هرگز سلامتی خود را فدا نکنید.

۸ – آدم‌های زیادی مایل‌اند به شما کمک کنند

با دیگران ارتباط برقرار کنید و از منطقه امن خود بیرون بیایید تجربیات چند سال گذشته نشان داد که وقتی خانواده و دوستان از اهداف شما مطلع شوند، با ایجاد ارتباط و تهیه ابزارهای لازم به شما در رسیدن به موفقیت کمک می‌کنند. وقتی من از منطقه امن خود بیرون آمدم و در مورد کارم صحبت کردم، فرصت‌های خیلی زیادی از سوی دیگران به من هدیه شد.

۹ – از گزینه‌های سرمایه‌گذاری خود مطلع شوید

SkinGrip کاملاً با سرمایه خودم راه‌اندازی شد. من سرمایه اولیه تولید محصولاتم را فراهم کردم و سپس به تبلیغات پرداختم. با گذشت زمان باید سفارشات بزرگ‌تری می‌گرفتم تا عرضه محصولاتم را بیشتر کنم. مشکل این بود که بیشتر پول من در کالاهای موجودی که داشتم و هنوز به فروش نرفته بودند، بلوکه شده بود و من جریان نقدینگی نداشتم. وقتی با متخصصان کسب و کار مشورت کردم فهمیدم که ابتدا باید از گزینه‌های تامین مالی که برای کسب و کارم وجود داشت، مطلع می‌شدم، مثل تامین بودجه از طریق دوستان، خانواده، سرمایه‌گذاران، وام‌ها و کمک‌های مالی.

۱۰ – لازم نیست برای شروع کارتان صد در صد آمادگی داشته باشید

وقتی به ایده‌هایم فکر می‌کنم، اغلب نگرانم که شاید تجربه و شایستگی‌های لازم برای موفقیت را نداشته باشم. ما هرگز آمادگی صد در صدی برای شروع یک کسب‌وکار را نداریم. همیشه کمبود آموزش و احتمالاً کمبود پول و تجربه وجود دارد. وقتی کارتان را آغاز می‌کنید، تجربه و پول و آموزش به همراه آن می‌آید. یکی از بهترین روش‌ها ورود به کاری است که قصد انجام آن‌را دارید. شما زمانی بازنده هستید که نتوانید از اشتباهات‌تان درس بگیرد و از آن‌ها در جهت پیشرفت‌تان استفاده کنید. 

دسته‌ها
دانستنی‌ها

با خرید یک لپ تاپ ارزان قیمت، بازی‌های روز را با بهترین کیفیت تجربه کنید!

از این پس می‌توانید با کمک برنامه Geforce Now با در اختیار داشتن یک لپ تاپ ارزان قیمت نیز به انجام بازی‌های سنگین پرداخته و پلی استیشن ۵ و ایکس باکس سری ایکس را به چالش بکشید!

Geforce Now نام سرویس استریمینگ جدید انویدیا است که می‌تواند برای گیمرهایی که توانایی پرداخت هزینه بالای کامپیوترهای گیمینگ گران قیمت، پلی استیشن ۵ یا ایکس باکس سری ایکس را ندارند،‌ بهترین برنامه باشد! این دسته از کاربران تنها چیزی که برای لذت بردن از بازی‌های روز نیاز دارند، دانلود یک برنامه ۷۰ مگابایتی، اینترنت پر سرعت با پینگ پایین و یک لپ تاپ ارزان قیمت با حداقل مشخصات است!

به عبارتی می‌توانید با خرید یک لپ تاپ بسیار ارزان قیمت، شاید ضعیف‌ترین لپ تاپ موجود مجهز به ویندوز ۱۰ که توانایی اجرای برنامه GeForce Now را داشته باشد، بازی‌هایی را اجرا کنید که به مشخصات سخت‌افزاری بسیار بالایی نیاز دارند. سیستم زیر را می‌توان به عنوان ابتدایی‌ترین کانفیگ موجود در نظر داشت که کاربر با تهیه آن می‌تواند برنامه GeForce Now را اجرا کند.

ویندوز ۱۰ ۶۴ بیت
پردازنده دو هسته‌ای x86-64 با فرکانس ۲.۰ گیگاهرتز یا بیشتر
۴ گیگابایت رم
پردازنده گرافیکی با قابلیت پشتیبانی از دایرکت ایکس ۱۱

برنامه Geforce Now

تنها مسئله‌ای که شاید مشکل ساز باشد، قابلیت پشتیبانی سیستم از سیستم‌عامل ۶۴ بیتی و دایرکت ایکس ۱۱ است! یعنی سیستم‌های بسیار قدیمی باید به فکر بروزرسانی باشند تا بتوانند از این سرویس استفاده کنند. خوشبختانه حتی در شرایط وخیم بازار کامپیوترها نیز خرید سیستمی با چنین مشخصات سخت‌افزاری نباید کار بسیار سختی برای علاقه‌مندان به بازی‌های کامپیوتری باشد!

حال بهتر است این مشخصات سخت‌افزاری را با حداقل مشخصات لازم برای اجرای بازی ولفنشتاین ۲ (Wolfenstein II: The New Colossus) مقایسه کنید. البته اگر بخواهیم مشخصات سخت‌افزاری سیستم پیشنهادی را بنویسم، تفاوت بسیار بیشتر از آنچه که می‌بینید خواهد بود.

پردازنده i7-3770/AMD FX-8350 یا بالاتر
۸ گیگابایت رم
انویدیا GTX 770 4GB/AMD Radeon R9 290 4GB یا بالاتر

سوای این‌ها، برای نصب بازی Wolfenstein II: The New Colossus روی سیستم خود به ۵۵ گیگابایت حافظه خالی نیاز خواهید داشت. برای یک لپ تاپ قدیمی نه چندان سریع و قدرتمند، تخصیص چنین مقداری به بازی سنگینی چون ولفنشتاین ۲ کمی سخت خواهد بود. اما Geforce Now تنها به ۷۰ مگابایت فضا نیاز دارد و نصب بازی در آن، فضایی از سیستم کامپیوتر را اشغال نمی‌کند.

مشخصات سخت‌افزاری سیستم قدرتمندی که از طریق Geforce Now به آن متصل می‌شوید، به اندازه‌ای مناسب هست که بتواند بازی‌های روز را با تنظیمات بالا اجرا کند. همچنین با پرداخت ماهیانه ۴.۹۹ دلار می‌توانید قابلیت Ray Tracing را هم در اجرای بازی‌ها تجربه کنید! قابلیت جذابی که همزمان با معرفی سری RTX انویدیا رونمایی شد و برای خرید گرافیکی که به طور کامل از آن پشتیبانی می‌کند باید مبلغ بسیار زیادی را بپردازید!

برنامه Geforce Now

بنابراین از نظر تئوری می‌توانید با پرداخت ماهیانه ۴.۹۹ دلار و یک لپ تاپ ارزان قیمت در کنار اینترنت با کیفیت، از انجام سنگین‌ترین بازی‌های روز با بالاترین تنظیمات گرافیکی لذت ببرید. این دقیقا همان چیزی است که می‌تواند پلی استیشن ۵ و ایکس باکس سری ایکس را به سختی به چالش بکشد!

جالب اینجاست که سرویس Geforce Now روی کامپیوترهای اپل نیز قابل اجراست و کاربران این سیستم‌ها می‌توانند از این پس به تجربه عناوینی بپردازند که پیشتر فقط برای ویندوز در دسترس بود. بنابراین اگر یکی از کاربران مک هستید، دیگر نباید برای تجربه بازی‌های مختلف، مدت زمان زیادی را منتظر بمانید تا برای کامپیوتر شما عرضه شود.

طبق تجربه نویسنده وب‌سایت techradar، انجام بازی PlayerUnknown’s Battlegrounds روی مک بوک با استفاده از نسخه بتا Geforce Now، بسیار لذت بخش بود. شاید اگر اینترنت بسیار خوبی در اختیار نداشته باشید، کیفیت و سرعت اجرای بازی با حالت عادی متفاوت باشد (ضعیف‌تر باشد) اما همینکه بتوان بازی‌های قدرتمندی چون پابجی را با کیفیت قابل قبول روی سیستم‌های نه چندان قدرتمند تجربه کرد، بسیار حیرت‌انگیز است!

آیا این بدان معناست که دیگر نیازی به خرید لپ تاپ‌ یا گرافیک‌های قدرتمند نداریم؟!

پاسخ به این سوال می‌تواند بسته به سلیقه افراد متفاوت باشد. برخی‌ها به داشتن یک سیستم قدرتمند و اجرای بازی‌ها در وضوح ۴K با بهترین مانیتور و بهترین تجهیزات گیمینگ علاقه دارند و نمی‌خواهند به خاطر سرعت نه چندان بالای اینترنت، از انجام روان بازی‌ها محروم بمانند. از طرفی برخی دیگر آنقدر به بازی علاقه دارند که تجربه عناوین مختلف با حداقل مشخصات نیز آن‌ها را راضی نگه می‌دارد. بنابراین این دسته از افراد باید با پرداخت اشتراک ماهانه و تهیه اینترنت پر سرعت، روی سیستم نه چندان قدرتمند خود به تجربه بازی‌ها بپردازند.

در مورد لپ تاپ اما داستان کمی متفاوت است. این نوع از سیستم‌ها هم قیمت بسیار بالایی دارند و هم به آسانی کامپیوترهای رومیزی قابل ارتقا نیستند. مشکلات مختلفی از جمله کیفیت نمایشگر، خرابی باتری، داغ شدن و …، شاید لپ تاپ را به دستگاهی مطلوب برای اجرای بازی‌ها تبدیل نکند.

حال با آمدن GeForce Now، بسیاری از این مشکلات نیز حل خواهد شد. مثلا استریم بازی به مراتب فشار کمتری روی لپ تاپ خواهد آورد تا اینکه بخواهید بازی را مستقیما روی سیستم نصب و سپس آن را اجرا کنید. به همین خاطر هم باتری شرایط بهتری خواهد داشت و هم لپ تاپ چندان تحت فشار قرار نمی‌گیرد.

پلی استیشن ۵ / ایکس باکس سری ایکس؟

ps5/xbox series x

انحصاری‌های خارق العاده سونی از جمله The Last of Us و Uncharted هیچوقت روی سرویس GeForce Now نخواهد آمد و این به خودی خود بزرگ‌ترین دلیلی است که علاقه‌مندان به این بازی‌ها باید به برنامه انویدیا بسنده نکرده و به دنبال خرید کنسول نسل نهمی سونی باشند.

برای ایکس باکس اما اوضاع متفاوت است. بازی‌های انحصاری این کنسول معمولا برای ویندوز نیز در دسترس خواهد بود و این یعنی به احتمال زیاد سرویس GeForce Now هم آن‌ها را تحت پوشش دارد. بنابراین اگر کسی بتواند تمام عناوین خوب کنسول جدید مایکروسافت را استریم کند، چرا باید هزینه گزافی برای خرید آن بپردازد؟ اخیرا فیل اسپنسر گفته بود رقبای اصلی مایکروسافت، سونی و نینتندو نبوده، بلکه آمازون و گوگل هستند. حال به نظر می‌رسد رئیس بخش ایکس باکس مایکروسافت باید بیشتر از هرچیز دیگری، نگران انویدیا باشد!

نظر شما در رابطه با سرویس Geforce Now چیست؟

دسته‌ها
خبر

هفت چالش امنیتی سال ۲۰۲۰، خطرناک‌تر از گذشته

اگر تصور می‌کنید ۲۰۱۹، سال اوج گرفتن حملات امنیتی، فیشینگ و بدافزارها بود، بهتر است کمی صبر کنید تا سال ۲۰۲۰ را ببینید. انجمن امنیتی اطلاعات (ISF) سرنام (Information Security Forum) سازمانی بین‌المللی است که بیش از ده هزار کارشناس برجسته امنیتی عضو آن هستند. این سازمان در همایش اخیر خود اعلام کرد با آغاز سال ۲۰۲۰ میلادی شاهد شکل‌گیری روند جدیدی از چالش‌های امنیتی هستیم که هر یک به تنها‌یی می‌توانند یک سازمان بزرگ را به ورطه نابودی بکشند. کارشناسان امنیتی پیش‌بینی می‌کنند بزرگ‌ترین تهدیدی که سال آینده دنیای فناوری را با مشکل جدی روبرو می‌کند کلاه‌برداری فیشینگ است که با هدف سرقت اطلاعات شخصی و مالی انجام می‌شوند.

در سال ۲۰۲۰، سازمان‌ها نیازمند بازنگری در زیرساخت‌های امنیتی خود هستند، زیرا حملات شکل خطرناک‌تر و پیچیده‌تری خواهند داشت. دنیای فناوری‌اطلاعات از جانب انواع مختلفی از حملات تهدید می‌شود، اما هفت بردار زیر ظرفیت بالایی برای آسیب رساندن به شرکت‌ها و کاربران عادی را دارند:

  •  کلاه‌برداری‌های فیشینگ/مهندسی اجتماعی که هدفشان تنها حساب‌های بانکی نیست.
  • تکامل مستمر حملات هکری در قالب سرویس یا به عبارت دقیق‌تر پیاده‌سازی حملات هکری در ازای دریافت پول (crime-as-a-service).
  •  تهدیدات مدیریت نشده حوزه اینترنت اشیا (unmanaged IoT risk).
  •  پیچیده‌تر شدن مقررات (complexity of regulation).
  • زنجیره تامین (supply chain).
  •  برهم خوردن توازن میان انتظارات و توان امنیتی سازمان‌ها (mismatch between Board expectation and Security capability).
  •  باج‌افزارهای سفارشی و کیت‌های آماده استفاده.

اولین تهدید، حملات فیشینگ / مهندسی اجتماعی

در سال ۲۰۱۹ میلادی، سازمان‌ها، شرکت‌های خصوصی و نهادهای دولتی در کشورهای مختلف قربانی کلاه‌برداری فیشینگ شدند. موسسه Small Business Trends گزارش کرد در سال ۲۰۱۹ نسبت ایمیل‌های فیشینگ به ایمیل‌های عادی ۱ به ۹۹ بوده و در برخی موارد نیمی از ایمیل‌های ارسال شده برای کارمندی در یک سازمان بزرگ در یک هفته کاری (تقریبا ۴.۸ ایمیل) ایمیل فیشینگ بوده‌اند. حال تصور کنید چه تعداد ایمیل در یک روز در سراسر جهان ارسال می‌شوند. سایتInc.com  تخمین زده که روزانه بیش از ۲۶۹ میلیارد ایمیل در سراسر جهان ارسال می‌شود که نزدیک به یک سوم یا به عبارت دقیق‌تر ۳۰% از آن‌ها ایمیل‌های فیشینگ هستند. حملات فیشینگ نوعی حمله مهندسی اجتماعی هستند که حمله‌کننده یک ایمیل، متن یا وب‌سایت تقلبی ایجاد می‌کند تا قربانی را با اطلاعات حساس جعلی فریب دهد. این اطلاعات می‌توانند مشخصات کارت‌های اعتباری، گذرواژه‌هایی که برای ورود به حساب‌های کاربری استفاده می‌شوند، جزییات اظهارنامه‌های مالی و سایر اطلاعات به ظاهر واقعی و حساس باشند. در میان تمامی تهدیدهای موجود در دنیای سایبری، کلاه‌برداری‌ فیشینگ جزء خطرناک‌ترین حملات است، زیرا تنها یک لغزش کوتاه از سوی کارمند یک سازمان کافی است تا راه ورود هکرها و بدافزارها به یک سازمان هموار شود. در نمونه‌های جدی‌تر هکرها ایمیل‌های فیشینگ را برای کارمندان رده بالای یک سازمان ارسال می‌کنند و سعی می‌کنند آن‌ها را فریب دهند تا مجوزهای حساس را به دست آورند. مجوزهایی که ممکن است برای خراب کردن زیرساخت‌های یک کسب‌وکار یا خراب کردن اطلاعات پایگاه‌های داده‌ استفاده شوند. به دلیل این‌که کلاه‌بردارهای فیشینگ هزینه چندانی ندارند، کارآمد هستند، به سادگی اجرا می‌شوند و در صورت موفقیت سود کلانی عاید هکرها می‌کنند انتظار می‌رود در سال ۲۰۲۰ شاهد شدت گرفتن این حملات باشیم. 

دومین تهدید، حوزه اینترنت اشیا 

سازمان‌ها به شکل فزاینده‌ای در حال استفاده از دستگاه‌های اینترنت اشیا هستند، اما اکثر تجهیزات غیر ایمن هستند. تجهیزات اینترنت اشیا از دو ناحیه مهم با تهدید جدی امنیتی روبرو هستند. اولین تهدید از جانب دستگاه‌های هوشمند خانگی است. بدون اغراق باید بگوییم که برخی از تولیدکنندگان فعال در زمینه ساخت تجهیزات اینترنت اشیا خانگی توجه چندانی به مبحث امنیت ندارند. دستگاه‌هایی که امکان تغییر گذرواژه پیش‌فرض روی تعدادی از آن‌ها وجود ندارد و مصرف‌کنندگان بدون توجه به این موضوع از آن‌ها استفاده می‌کنند. به‌طور مثال، دوربین‌های مداربسته‌ای که ویژه نظارت بر کودکان طراحی شده را تصور کنید که ممکن است از سوی مجرمان سایبری هک شود. دومین تهدید در ارتباط با زیرساخت‌های حیاتی است که دستگاه‌های اینترنت اشیا بر مبنای آن‌ها کار می‌کنند، اما فاقد شفافیت لازم هستند. امروزه بسیاری از کارخانه‌ها و صنایع از دستگاه‌ها و مولفه‌های توکار (Embeded) استفاده می‌کنند که فاقد امنیت کافی هستند. بیشتر تولیدکنندگان، محصولات را بر اساس اطلاعات خاص خود طراحی می‌کند که همین مسئله باعث شده تا سطح آگاهی شرکت‌ها در ارتباط با رخنه‌های امنیتی کاهش پیدا کند. موسسه FireEye در گزارش سالانه خود چالش‌های امنیتی پیش ‌روی اینترنت اشیا را این‌گونه توصیف کرد: «Reaper جدیدترین بات‌نت حوزه اینترنت اشیا، بدافزاری مخرب است که می‌تواند آسیب‌پذیری‌های دستگاه‌های اینترنت اشیا را شناسایی کند و از آن‌ها برای پیاده‌سازی انواع مختلفی از حملات هکری بهره‌برداری کند. در چنین شرایطی میلیون‌ها دستگاه اینترنت اشیا برای انجام یک حمله بزرگ در مقیاس کلان همچون حمله منع سرویس انکار شده (DDoS) که باعث اختلال در عملکرد وب‌سایت‌ها، بازی‌های آنلاین و خدمات اینترنت می‌شوند به کار گرفته می‌شوند. یک بردار حمله اینترنت اشیا نوع خاصی از حملات سایبری است که از دستگاه‌های هوشمند متصل به اینترنت همچون بلندگوهای وای‌فای، دستیاران صوتی، ساعت‌های هوشمند و هر نوع وسیله هوشمندی که قابلیت اتصال به اینترنت را دارد استفاده می‌کند تا ضربه مهلکی به یک شبکه وارد کند.» عدم شفافیت در اکوسیستم اینترنت اشیا به سرعت در حال فرا‌گیر شدن است. مشکل دیگری که پیرامون تجهیزات اینترنت اشیا قرار دارد نشتی اطلاعات است. هنوز قانون جامع و کاملی تصویب نشده تا تولیدکنندگان را مقید کند بر مبنای الگوی خاصی اقدام به جمع‌آوری اطلاعاتی کنند که توسط حس‌گرها جمع‌آوری می‌شود. به همین دلیل هر تولیدکننده‌ای ممکن است بر مبنای دیدگاه خاص خود اقدام به جمع‌آوری اطلاعات از مشتریانش ‌کند. چنین اقدامی یک شکاف امنیتی در زیرساخت‌های یک شبکه به وجود می‌آورد. تهدید مهم دیگری که باید به آن رسیدگی شود در ارتباط با سامانه‌های کنترل صنعتی است که ممکن است باعث مرگ کارگران یا نقص عضو آن‌ها شود. چگونه می‌توانیم به شکلی ایمن از دستگاه‌های کنترل صنعتی اینترنت اشیا استفاده کنیم در حالی که به درستی نمی‌دانیم این دستگاه‌ها چگونه کار می‌کنند؟ از دید تولیدکنندگان تنها دانستن این موضوع که الگوی مصرف شما چگونه است برای ساخت دستگاه‌ها کافی است، در حالی که ممکن است با دستگاهی کار کنید که در زمان اتصال به اینترنت و زمانی که کارخانه تعطیل است ناگهان شروع به کار کند.

سومین تهدید، اعمال مجرمانه در قالب سرویس

سال گذشته، انجمن امنیتی اطلاعات (ISF) پیش‌بینی کرده بود اعمال مجرمانه در قالب سرویس (CaaS) سرنام Crimeware-as-a-Service  فراگیر می‌شوند و سندیکاهای جنایتکاران بر مبنای سلسله مراتبی پیچیده با یکدیگر مشارکت و همکاری خواهند کرد، مشابه کاری که سازمان‌های بزرگ بخش خصوصی انجام می‌دهند. این انجمن در سال جاری گفت: «پیش‌بینی سال گذشته در سال ۲۰۱۸ به واقعیت تبدیل شد. در سال ۲۰۱۸ شاهد افزایش چشم‌گیر جرایم اینترنتی بودیم. رویکردی که در آن هکرها از مشتریان خود مبلغی دریافت می‌کردند تا کاری همچون یک حمله هکری انجام دهند. پیش‌بینی می‌کنیم روند یاد شده در سال ۲۰۲۰ ادامه پیدا کند و شاهد ظهور سازمان‌های مجرمانه بیشتری باشیم. سازمان‌هایی که حیطه کاری آن‌ها در مقیاس جهانی است. الگوی CaaS در سال ۲۰۲۰ چه تفاوتی با سال ۲۰۱۹ خواهد داشت؟ در سال ۲۰۱۹ هکرهای نیمه‌حرفه‌ای و آماتور بدون دانش فنی زیاد ابزارها و سرویس‌های موردنیاز برای پیاده‌سازی حملات را خریداری می‌کردند. هکرهای نیمه‌حرفه‌ای و آماتور نمی‌توانند بدون تهیه ابزارهای هکری هیچ حمله‌ای را پیاده‌سازی کنند، اما هکرها از رویکردهای سنتی خود که تنها هدف قرار دادن سازمان‌های بزرگ است به تدریج دور می‌شوند و به سراغ سرقت مالکیت معنوی و بانک‌های بزرگ می‌روند. اکنون بدافزارهای استخراج‌کننده رمزارزها یکی از محبوب‌ترین گونه‌های بدافزاری هستند.

چهارمین تهدید، زنجیره تامین 

چند سالی است ISF درباره آسیب‌پذیری زنجیره تامین هشدار می‌دهد و اعلام می‌دارد حجم بالایی از اطلاعات ارزشمند و حساس با تامین‌کنندگان به‌اشتراک قرار می‌گیرد. زمانی‌که این اطلاعات به‌ا‌شتراک قرار می‌گیرد، نظارت و کنترل مستقیم روی اطلاعات از میان می‌رود و خطر فاش شدن اطلاعات مربوط به اعتبارنامه‌ها زیاد می‌شود و در نهایت یکپارچگی و محرمانگی اطلاعات از میان خواهد رفت. مهم نیست حوزه‌ کاری شما چیست، تمامی کسب‌وکارهای کوچک و بزرگ زنجیره تامینی در کسب‌وکار خود دارند. چالش‌ بزرگی که پیش‌رو داریم این است که چگونه باید متوجه شویم اطلاعات ما در چرخه تولید یک محصول به چه مکان‌هایی انتقال پیدا می‌کند و چگونه می‌توانیم یکپارچگی اطلاعات را حفظ کنیم؟ برای حل این مشکل باید آسیب‌پذیرترین نقاط زنجیره تامین را به شکل پیوسته بررسی کنیم تا بتوانیم مشکل نشتی اطلاعات را شناسایی کنیم. سازمان‌ها باید به شکل جدی به مبحث مدیریت ریسک اطلاعات در زنجیره تامین دقت کنند. 

پنجمین تهدید، پیچیدگی بیش از اندازه مقررات

هیچ چیز بدتر از آن نیست که نظارت مستمر با پیچیدگی زیاد همراه باشد. در شرایطی که پیچیدگی‌ها با هدف بهبود امنیت به وجود می‌آیند، اما پیچیدگی بیش از اندازه باعث می‌شود تمرکز کارشناسان بر منابع اطلاعاتی کمتر شود و در عمل نتوانند در شرایط بحرانی تصمیمات درستی اتخاذ کنند. به‌طور مثال، مقررات حفاظت از اطلاعات عمومی (GDPR) سرنام General Data Protection Regulation با هدف محافظت از اطلاعات عمومی کاربران به تصویب رسید. قانون فوق لایه پیچیده دیگری به بخش مدیریت بحران دارایی‌های سازمانی اضافه کرد که به اعتقاد کارشناسان امنیتی به جای آن‌که کمک کننده باشد تنها همه چیز را پیچیده‌تر می‌کند. این مشکل تنها در ارتباط با انطباق نیست. قانون یاد شده به کاربران کمک می‌کند در هر زمان و مکانی بتوانند وضعیت داده‌های شخصی خود را بررسی کنند و مدیریت دقیق‌تری بر اطلاعات شخصی اعمال کنند، اما در عمل شاهد هستیم که برخی از سهام‌داران سازمان‌ها هنوز به درستی نمی‌دانند کارکرد دقیق این قانون چیست. هرچه مقررات پیچیده‌تری تصویب شوند فرآیند نظارت سخت‌تر می‌شود و کار دستگاه‌های قضایی در این زمینه دشوارتر می‌شود. این قوانین به ویژه در ارتباط با شرکت‌های بین‌المللی و فراملیتی که حوزه کاری آن‌ها در مقیاس جهانی است باعث می‌شود مسئولیت بیشتری متوجه آن‌ها شود.

ششمین تهدید، عدم توازن میان انتظارات مدیران و سطح توانایی‌ دپارتمان‌های امنیتی

در حالی که مدیران دپارتمان‌های امنیت و فناوری‌اطلاعات در ارتباط با بحث امنیت نگران هستند و هر زمان حمله‌ای رخ دهد نگاه‌ها به سمت آن‌ها نشانه می‌رود، با این حال، مدیران امنیتی در برخی از شرکت‌ها به درستی نمی‌دانند تیم امنیتی تحت سرپرستی آن‌ها دقیقا باید چه کاری انجام دهد یا بدتر آن‌که تیم قادر به انجام چه کارهایی است. اغلب شرکت‌ها درباره امنیت زنجیره تامین اطلاع کافی ندارند و همین موضوع باعث شده تا کسب‌وکارهای مرتبط با اینترنت به راحتی تهدید شوند. متاسفانه هکرها در این زمینه یک گام جلوتر هستند و به خوبی می‌دانند زمانی که آلودگی در سطح زنجیره تامین به وجود آید فرآیند شناسایی مبدا آلودگی مشکل است و این شرکت اصلی است که مقصر شناخته می‌شود. بهترین راهکار برای حل مشکل فوق این است که کارگروه امنیتی به جای آن‌که در قالب یک مجموعه مجزا کار کند به شکل ادغام شده و یکپارچه با دیگر واحدها کار کند. به عبارت دقیق‌تر، طراحی چارت سازمانی باید به گونه‌ای باشد که عملا موجودیتی به نام گروه‌های امنیتی وجود نداشته باشد و امنیت در همه لایه‌های سازمانی گنجانده شده باشد و دپارتمان امنیتی بر عملکرد این کارگروها نظارت کند. به اعتقاد کارشناسان امنیتی عدم شناخت این عوامل باعث می‌شود سال آینده میلادی شاهد روند روبه‌رشد نفوذها باشیم، به‌طوری‌که دورنمای امنیت به جای آن‌که بهتر شود متاسفانه بدتر خواهد شد. 

هفتمین تهدید، باج‌افزارها 

حملات باج‌افزاری سال گذشته میلادی روند کاهشی داشته و دست‌کم کاربران خانگی کمتر در معرض این حملات قرار گرفته‌اند. سایت ITPro می‌گوید: «میزان کشف حملات باج‌افزاری در مشاغل مختلف از رقم ۲.۸ میلیون در سه ماهه اول سال ۲۰۱۸ به رقم ۹.۵ میلیون در سه ماهه اول سال ۲۰۱۹ افزایش یافته که تقریبا یک رشد ۳۴٪ در تشخیص‌ این حملات را نشان می‌دهد. به بیان‌ دیگر مکانیزم‌های دفاعی شرکت‌ها به خوبی توانستند این حملات را شناسایی کنند و مانع پیاده‌سازی موفقیت‌آمیز آن‌ها شوند.» یکی از دلایلی که باعث شده تا مشاغل بیشتر از شهروندان عادی هدف هکرها قرار گیرند، انگیزه مالی است. سازمان‌ها در مواجه شدن با یک حمله باج‌افزاری دلایل بیشتری دارند تا باج مربوطه را پرداخت کنند. دلیل دیگری که سایت ITPro به آن اشاره می‌کند، سقوط قیمت بیت‌کوین است که باعث شده حملات معدن‌کاوی با هدف استخراج رمزارزها شدت پیدا کند، زیرا این حملات سود بیشتری عاید افراد می‌کنند و دردسر کمتری دارند. به همین دلیل مجرمان روی بردارهای مختلفی از این حملات متمرکز می‌شوند. با این حال، هکرها در سال ۲۰۲۰ سعی می‌کنند تغییراتی در حملات باج‌افزاری به وجود آورند تا یکبار دیگر حملات باج‌افزاری به یک منبع پرسود تبدیل شوند.

دسته‌ها
خبر

خرید شرکت اینجنیکو فرانسه توسط کمپانی وردلاین

کمپانی پرداخت جهانی وردلاین (worldline) در ۱۴ بهمن ماه با طرح خرید شرکت رقیب فرانسوی اینجنیکو در یک معامله ۷.۸ میلیارد یورویی (۸.۷ میلیارد دلار) موافقت کرد.

به نقل از رویترز، این کمپانی با تغییرات سریع در عادت‎های پرداختی مشتریان و همچنین تغییرات تکنولوژی، یکی از رهبران صنعت پرداخت الکترونیک در اروپا است. از سوی دیگر این شرکت در تلاش است تا در رقابت با شرکت‌های ویزا و مسترکارت یکی از چهار شرکت برتر صنعت پرداخت در جهان باشد.

این خرید توسط وردلاین از فناوری اطلاعات آتوس (ATOS.PA) گرفته شده است، این شرکت سال گذشته با دنبال کردن موجی از ادغام و جمع‌آوری بین رقبای ایالات متحده خود اقدام به ایجاد سهم بیشتری از معاملات دیجیتال و پرداخت الکترونیک کرده است.

استفاده روزافزون از تلفن‌های هوشمند برای پرداخت‌های آنلاین، از جمله از طریق (Apple Pay (AAPL.O یا (WeChat (0700.HK ، باعث ایجاد رقابت در این صنعت برای توسعه سیستم‌های پردازشی جدید و سازگار شده است که اغلب به سرمایه‌گذاری‌های بزرگ نیاز دارند.

این کمپانی در راستای تامین سهم بازار و بنگاه‌های تجاری این صنعت، همه امکانات را از پایانه‌های کارت موجود در مغازه‌ها گرفته تا خدمات گسترده‌تری از قبیل امنیت معاملات برای خرده فروشان و بانک‌ها ارائه می دهد، در حال حاضر بسیاری از شرکت‌ها می‌خواهند در کل زنجیره پرداخت و بازار پرداخت الکترونیک حضور داشته و برای خود سهمی از این بازار گسترده فراهم نمایند.

شرکت  Worldline دارای محصولات کاملی از سخت‌افزارها و نرم‌افزارها در حوزه پرداخت می‌باشد که مهمترین آن ترمینال‌های با قابلیت پرداخت الکترونیک یکپارچه(سلف سرویس)، با نام تجاری Valina می‌باشد. این محصول با ویژگی‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری دیده شده کاربردهای زیادی در ارائه خدمات پرداخت در حوزه‌های مختلف از جمله جایگاه‌های سوخت و همچنین تجهیز خدمات سلف سرویس در بخش‌های مختلف را دارا می‌باشد. شرکت Worldline  در سال مالی گذشته توانسته با عقد قراردادی چشم‌گیر و قابل توجه، تجهیز خدمات سلف سرویس در کشور سوئد را از آن خود نماید. رشد روزافزون کاربری و تقاضای ترمینال Valina در حال حاضر بگونه‌ایست که مدیر عامل مجموعه، آقای گراپینت آینده شرکت Wordline  را از آن Valina می‌داند.

ژیل گراپینت، رئیس اجرایی کمپانی وردلاین گفت: “احتمالاً شاهد تحکیم و ثبات بیشتری در بازار پرداخت الکترونیک خواهیم بود” و مزایای این صنعت برای کسانی است که امکان فعالیت در مقیاس بزرگ را دارند.
وی افزود: خرید و مالکیت شرکت اینجیکو باعث افزایش ۷.۸ میلیارد یورو سهام کمپانی وردلاین می‌شود و بلافاصله درآمد جهانی را به ازای هر سهم افزایش می‌دهد، پیش‌بینی شده است که تا سال ۲۰۲۴، این رقم به ارزش تقریبی ۲۵۰ میلیون یورو برسد.
براساس تحقیقات انجام شده توسط مشاوره شرکت مکنزی، صنعت پرداخت جهانی قرار است تا سال ۲۰۲۳ به درآمد ۳ تریلیون دلار در سال برسد زیرا تعداد بیشتری از پرداخت‌های نقدی به پرداخت‌های دیجیتال برای خرید آنلاین و فروشگاه تبدیل می‌شوند.

منبع: ویرلن

دسته‌ها
آموزشی دانستنی‌ها

چگونه مشکل فرمت نشدن کارت SD در اندروید را حل کنیم؟

کارت‌های حافظه SD و پن‌درایوها دستگاه‌های ذخیره‌ساز قابل حملی هستند که اکثرا برای انتقال و ذخیره‌ فایل‌ها استفاده می‌شوند. اما دستگاه‌های قابل حمل مانند فلش درایوهای USB و کارت‌های SD بسیار آسیب‌پذیر هستند. پیام خطای “اندروید قادر به فرمت کارت SD نیست” یکی از مواردی است که کاربران اندروید با آن مواجه می‌شوند. اما چگونه می‌توان این مشکل را حل کرد؟

وقتی با این خطا روبرو شدید به معنی آن است که سخت‌افزار کارت SD شما در آستانه از کار افتادن و معیوب شدن است. یکی دیگر از مواردی که باعث بروز این مشکل می‌شود زمانی است که کارت SD با فایل سیستمی فرمت بشود که قابل شناسایی نیست.

چگونه خطای “اندروید نمی‌تواند کارت SD را فرمت کند” حل کنیم؟

علت بروز این مشکل هر چه باشد، در این مقاله چند راه‌کار فوق‌العاده را برای حل مشکل “اندروید نمی‌تواند کارت SD را فرمت کند” ارائه می‌کنیم.

۱- اندروید را ریستارت کنید

اندروید را ریستارت کنید

اگر کاربر اندروید هستید حتما می‌دانید که گاهی اوقات یک ریستارت ساده می‌تواند خیلی از مشکلات اندروید را حل کند. بعضی اوقات، برخی از اپ‌ها یا فرآیندهایی که روی کارت حافظه SD ذخیره شده بودند در محیط پس‌زمینه بارگذاری می‌شوند و اجازه نمی‌دهند که اندروید کارت SD را فرمت کند. پس، قبل از اینکه کار دیگری انجام دهید اندروید دستگاه خود را ریستارت کنید تا شاید مشکل فرمت نشدن کارت SD توسط اندروید حل شود.

۲- کارت حافظه را با استفاده از کامپیوتر فرمت کنید

اگر نمی‌توانید کارت حافظه خود را از طریق اندروید فرمت کنید، از کامپیوتر استفاده کنید. فرمت کردن دستگاه‌های USB یا کارت‌های SD با کامپیوتر کار خیلی ساده‌ای است.

گام اول- با استفاده از کارت ریدر، کارت حافظه SD را به کامپیوتر وصل کنید. حتی می‌توانید گوشی خود را با کابل USB به کامپیوتر وصل کنید. توجه داشته باشید که کارت SD باید در کامپیوتر ظاهر شود تا بتوانید مراحل بعدی را انجام دهید.

 کارت حافظه را با استفاده از کامپیوتر فرمت کنید

گام دوم- بعد از اینکه کارت SD با موفقیت در My Computer ظاهر شد، روی آن کلیک راست کنید و گزینه “Format” را انتخاب کنید.

گام سوم- بعد از آن، پنجره فرمت روی صفحه نمایش داده می‌شود. چندین گزینه برای انتخاب در اختیار شما قرار می‌گیرد. از پنل در دسترس، فایل سیستم را روی “FAT 32” قرار دهید و از از پایین پنل دکمه “Format” را کلیک کنید.

 کارت حافظه را با استفاده از کامپیوتر فرمت کنید

حالا ویندوز تلاش می‌کند تا کارت SD را فرمت کند و به احتمال زیاد به‌سادگی کارت SD را فرمت خواهد کرد. اگر در بدترین حالت، ویندوز موفق به فرمت کارت SD نشد همچنان می‌توانید از آن استفاده کنید.

۳- رایت پروتکشن را بردارید

رایت پروتکشن یا محافظت در برابر نوشته شدن یکی دیگر از مواردی است که می‌تواند باعث شود تا اندروید قادر به فرمت کاردن کارت SD نباشد. اگر چنین حالتی پیش آمد باید حالت رایت پروتکشن را از روی کارت SD بردارید. برای این منظور باید از اعلان فرمان استفاده کنید.

گام اول- در ابتدا کارت SD را به کامپیوتر وصل کنید و CMD را باز کنید. برای باز کردن CMD، روی استارت کلیک کنید و CMD را انتخاب کنید. حالا در خط اعلان فرمان، ‘Diskpart’ را تایپ و کلید Enter را بزنید.

رایت پروتکشن را بردارید

گام دوم- حالا ‘list disk’ را تایپ کنید.

رایت پروتکشن را بردارید

گام سوم- در این قسمت دستگاه ذخیره‌ساز متصل به دستگاه را می‌بینید. شماره دیسک مربوط به کارت SD را انتخاب کنید. سپس، ‘select disk 1’ را تایپ کنید (به جای Disk 1 شماره مربوط به کارت SD را وارد کنید).

رایت پروتکشن را بردارید

گام چهارم- در آخرین مرحله، ‘attributes disk clear readonly’ را تایپ کنید.

رایت پروتکشن را بردارید

تمام! حالا در اعلان فرمان، دستور “exit” را تایپ کنید. بعد از آن باید قادر به فرمت کردن کارت SD هم در اندروید و هم در کامپیوتر ویندوزی باشید.

دسته‌ها
آموزشی دانستنی‌ها شبکه

چگونه از طریق روتر یا مودم از یک کامپیوتر یا گوشی به دستگاه دیگر فایل ارسال کنیم

اگر از تنظیمات روتر خود به بهترین شکل استفاده کرده‌اید و یک فایل سرور ایجاد کرده‌اید یا یک دستگاه ذخیره ساز تحت شبکه در اختیار دارید، بهتر است برای انتقال فایل‌ها در شبکه از رویکردهای مدرن و نوینی استفاده کنید که سرعت انتقال بالایی در اختیارتان قرار می‌دهند. برخی از کاربران تصور می‌کنند، روش‌های انتقال در شبکه‌ها یکسان هستند، اما به لحاظ فنی دستگاه‌های تحت شبکه به روش‌های مختلفی از فرآیند انتقال پشتیبانی می‌کنند.

مناسب‌ترین روش انتقال فایل‌ها در یک شبکه خانگی چیست؟ انتخاب بهترین روش به سیستم‌عامل و دستگاهی که در شبکه قصد ارسال یا دریافت اطلاعات را دارد بستگی دارد. برخی از بهترین راهکارهای انتقال فایل‌ها به شرح زیر هستند:

۱. FTP

پروتکل انتقال فایل (FTP) یکی از روش‌های قدیمی، اما کارآمد انتقال فایل در شبکه‌های خانگی است. روش فوق یک مکانیزم استاندارد ارسال فایل میان یک کلاینت و سرور ارائه می‌کند. به‌طور مثال کلاینت ممکن است یک لپ‌تاپ باشد و کامپیوتر شخصی یا هارددیسک متصل به روتر نقش سرور را بازی کند. خوشبختانه پروتکل FTP فارغ از سکو بوده و محدود به سیستم‌عامل نیست. پروتکل فوق پیش از آن‌که هر نوع رابط گرافیکی ابداع شود توسط کاربران خانگی و شرکت‌ها برای انتقال فایل‌ها استفاده می‌شد. اگر روتری که از آن استفاده می‌کنید، مجهز به درگاه یو‌اس‌بی است، امکان اتصال هارددیسک اکسترنال به روتر و تبادل اطلاعات از طریف پروتکل FTP فراهم است. روش فوق یک راهکار ساده برای ساخت یک سرور خانگی است، اما به اندازه به‌کارگیری یک کامپیوتر شخصی پایدار نیست. در زمان استفاده از پروتکل FTP باید از نام کاربری و گذرواژه برای محافظت از داده‌های شخصی استفاده کنید. دقت کنید پروتکل FTP در حالت پیش‌فرض اطلاعات را بدون احراز هویت و هیچ‌گونه رمزگذاری انتقال می‌دهد. روش فوق در شبکه‌های خانگی مشکل خاصی به وجود نمی‌آورد، اما زمانی که FTP در یک شبکه بزرگ‌تر استفاده می‌کنیم یا قصد ارسال اطلاعات روی اینترنت را داریم، به‌کارگیری مکانیزم‌های رمزگذاری و احراز هویت ضرورت پیدا می‌کنند.

۲. SMB

دومین روش انتقال فایل در شبکه‌های خانگی به‌کارگیری پروتکل بلوک پیام سرور (SMB) سرنام Server Message Block است. این پروژه توسط آی‌‌بی‌ام ابداع شد، اما در زمان کوتاهی تبدیل به ابزاری شد که کامپیوترهای شخصی مجهز به سیستم‌عامل ویندوز برای برقراری ارتباط روی یک شبکه محلی از آن استفاده می‌کردند. زمانی‌که پوشه‌ای با استفاده از ویندوز اکسپلورر ایجاد می‌کنید و به سایر کاربر اجازه دسترسی به پوشه را می‌دهید، در حقیقت در حال استفاده از SMB هستید. به‌کارگیری SMB محدود به کاربران ویندوز نیست و حتا کاربران پلتفرم مک، لینوکس و سایر سیستم‌عامل‌های مبتنی بر یونیکس قادر به استفاده از آن هستند. اپل پیاده‌سازی پروتکل SMB را SMBX نام‌گذاری کرده و لینوکس نیز به‌نام Samba از آن استفاده می‌کند. در هر دو حالت لپ‌تاپ‌ها می‌تواننند به عنوان سرور یا کلاینت به ایفای نقش بپردازند. SMB به منظور ارسال فایل‌ها میان کامپیوترهای مستقر در یک شبکه محلی چند زیرساختی عملکرد عالی دارد. کاربران برای به‌اشتراک‌گذاری پوشه‌ها و دانلود فایل‌ها تنها باید به بخش شبکه در نوار کنار ابزار مدیریت فایل دقت کنند.

۳. AFP

پروتکل فایل اپل (AFP) سرنام Apple Filing Protocol، سیستم اختصاصی اپل به منظور برقراری ارتباط کامپیوتری مختلف MacOS است. اگر از تجهیزات مختلف اپل استفاده می‌کنید، پروتکل فوق بهترین و ساده‌ترین روش برای تبادل فایل‌ها است. درست است که AFP برای دستگاه‌های اپلی طراحی شده است، اما می‌توانید با خرید تجهیزات رسانه خانگی که قادر به پشتیبانی از پروتکل فوق هستند به شکل کاربری از AFP استفاده کنید. اگر از هیچ محصول اپلی استفاده نمی‌کنید، دلیل برای به‌کارگیری پروتکل AFP وجود ندارد.

۴. NFS

سیستم فایل شبکه (NFS) سرنام Network File System، پروتکلی است که روی یونیکس و سیستم‌عامل‌های مبتنی بر یونیکس همچون لینوکس قابل استفاده است. قدرت پروتکل فوق در دسترسی کامپیوترهای مختلف به یک سرور است. NFS روی سامانه‌هایی که از پروتکل فوق پشتیبانی کنند، سرعت بالای انتقال داده‌ها را ارائه می‌کند. تنها عیبی که پروتکل NFS دارد، در عدم شفافیت راه‌اندازی این پروتکل حتا زمانی است که از کامپیوترهای مبتنی بر لینوکس استفاده می‌کنید. بخش عمده‌ای از دستورات در ارتباط با خط فرمان هستند و همچنین باید به کامپیوتر شخصی اعلام کنید، اشتراک شبکه را به گونه‌ای mount کند که ظاهرا یک سخت‌افزار فیزیکی به دستگاه متصل شده است. عملکرد پروتکل فوق در زمان به‌اشتراک‌گذاری یک پوشه به گونه‌ای است که احساس می‌کنید پوشه پخشی از سیستم فایلی است. اگر مشکلی در کار کردن با خط فرمان ندارید، راه‌اندازی NFS کار سختی نیست.

۵. SSH/SFTP

پروتکل پوسته ایمن (SSH) سرنام Secure Shell یک روش ایمن برای اتصال و مدیریت کامپیوترهای راه دور است. اگر در نظر دارید دستوری روی سرور اجرا کنید که ممکن است در اتاق مجاور یا در شهر دیگری قرار داشته باشد، SSH  بهترین گزینه است. SSH به تنهایی یک پروتکل انتقال نیست و به همین دلیل در تعامل با SFTP استفاده می‌شود تا یک پروتکل انتقال ایمن در اختیار کاربر قرار بگیرد. راهکار فوق روی ایمن است که به شکل رمزگذاری شده یک اتصال را برقرار می‌کند. در حالی که نام SFTP این‌گونه نشان می‌دهد که در حال کار با FTP روی SSH هستیم، اما SFTP و FTP ارتباطی با یکدیگر ندارند. به‌کارگیری SFTP روی یک شبکه ضرورتی ندارد، مگر آن‌که فردی از طریق وای‌فای به شبکه دسترسی داشته باشد و در نظر داشته باشد ترافیک شما را ردیابی کند. به همین دلیل SFTP گزینه بهتری برای انتقال فایل به محیط‌هایی خارج از خانه است. اگر از یک ارتباط مبتنی بر شبکه خصوصی مجازی برای رمزگذاری ترافیک وب استفاده می‌کنید، این شانس را دارید که از FTP برای این منظور استفاده کرده و NFS Share را نصب کنید تا داده‌ها به شکل ایمن‌تری ارسال شوند. دقت کنید اگر از SFTP روی یک شبکه خصوصی مجازی استفاده کنید، در عمل دوباره کاری کرده‌اید که ضرورتی ندارد.

۶. DLNA

پروتکل اتحادیه شبکه زندگی دیچیتال (DLNA) سرنام Digital Living Network Alliance به جای آن‌که یک پروتکل انتقال باشد، یک گواهی استاندارد است. اگر در نظر دارید فایل‌ها را برای تلویزیون یا کنسول بازی استریم کنید به سروری با قابلیت پشتیبانی از DLNA نیاز دارید. به منظور استریم فایل‌ها با استفاده از DLNA نباید به سراغ ابزار‌های مدیریت فایل با هدف به‌اشتراک‌گذاری یا دسترسی به فایل‌ها بروید، زیرا محتوایی که توسط DLNA منتشر می‌شود به یک نرم‌افزار اختصاصی نیاز دارد. Plex یکی از بهترین نرم‌افزارها در این زمینه است. گزینه خوب دیگر Emby نام دارد. برنامه‌های یاد شده فایل‌ها را دریافت کرده و به شکل فایل‌ها را انتقال می‌دهند تا دستگاه‌های سازگار با DLNA بتوانند آن‌ها را بخوانند. در این حالت می‌توانید آهنگ‌ها و فایل‌های ویدویی را از دسکتاپ، لپ‌تاپ یا تجهیزات ذخیره‌ساز تحت شبکه استریم کنید. دقت کنید در روش فوق باید نرم‌ازار روی هر دو دستگاه گیرنده و دریافت کننده نصب شده باشد.

کلام آخر

تمامی کدهای نرم‌افزاری و اطلاعات در قابل یک فایل روی سامانه‌ها ذخیره‌سازی می‌شوند. به همین دلیل است که روش‌های مختلفی برای انتقال فایل‌ها در اختیار کاربران قرار دارد. هر یک از روش‌ها کاربردهای خاص خود را دارند، اما برخی از آن‌ها عملکرد بهتری دارند. به‌طور مثال، اگر از ویندوز استفاده می‌کنید و دوست دارید فایل‌ها به ساده‌ترین شکل میان دستگاه‌ها به‌اشتراک‌ قرار گیرد، SMB گزینه مناسبی است. اگر از تجهیزات اپلی استفاده می‌کند، AFP گزینه مناسبی است. اگر قرار است فایل‌ها میان دو کامپیوتر دسکتاپی مبتنی بر لینوکس مبادله شوند، SMB یک راهکار مناسب است. اگر به دنبال برقرار یک ارتباط دائم میان کامپیوترهای دسکتاپی و سروری مبتنی بر لینوکس هستید، NFS گزینه ایده‌آل است. اگر به دنبال تبادل اطلاعات در یک زیرساخت چند سکویی هستید، FTP گزینه مناسبی است. اگر در زمان انتقال فایل امنیت داده‌ها حائز اهمیت است از SFTP استفاده کنید. اگر به دنبال استریم فایل‌های صوتی و ویدویی هستید، DLNA گزینه مناسبی است.

دسته‌ها
آموزشی شبکه

سوئیچ شبکه چیست و چه کاری انجام می‌دهد؟

سوئیچ شبکه، دستگاهی الکترونیکی است که گره‌های یک شبکه را به هم متصل می‌کند. هر گاه این گره‌ها یا دستگاه‌های متصل به شبکه بخواهند برای یکدیگر داده‌ بفرستند، سوئیچ وارد عمل می‌شود. سوئیچ، داده را از پورت متصل به دستگاه فرستنده گرفته و آن را به پورت متصل به دستگاه‌ مقصد ارسال می‌کند. سوئیچ را می‌توان شکل پیشرفته‌تر و کارآمدتر هاب قلمداد کرد.

سوئیچ شبکه، داده‌های دریافتی از هر یک از گره‌های شبکه (اعم از رایانه‌ها، مسیریاب‌ها، سرورها، دیگر سوئیچ‌ها و…) را به گره‌های مقصد می‌فرستد. به عبارت دیگر، سوئیچ، نقطه اتصال مشترک تمام تجهیزات متصل به یک شبکه محلی است.

تفاوت هاب و سوئیچ شبکه

شاید عده‌ای بپرسند، پس سوئیچ و هاب چه فرقی با هم دارند، چون هاب نیز گره‌های یک شبکه محلی را به هم متصل می‌کند؟ تفاوت کلی سوئیچ و هاب این است که سوئیچ هوشمندانه‌تر و کارآمدتر از هاب عمل می‌کند. به همین سبب نیز امروزه هاب‌های شبکه دیگر کاربرد چندانی ندارند. هاب، سیگنال دریافتی در هر یک از پورت‌هایش را به همه دیگر پورت‌های خود ارسال می‌کند تا نهایتا پورت مقصد، آن را دریافت کند. اما سوئیچ، سیگنال دریافتی را فقط به پورت مقصد می‌فرستد.

شکل ۱. یک نمونه سوئیچ مدیریت‌پذیر تجاری یا سازمانی سیسکو کاتالیست ۹۳۰۰


سوئیچ شبکه چگونه کار می‌کند؟

داده‌ها در سوئیچ در قالب فریم جابه‌جا می‌شوند. هر فریم را می‌توان مانند ظرفی تصور کرد که بسته داده‌ها درون آن جای می‌گیرد و از مبدا به مقصد انتقال می‌یابد. سوئیچ برای شناسایی مقصد هر فریم به آدرس فیزیکی یا اصطلاحا آدرس مک (MAC address) مقصد، مندرج در آن فریم مراجعه می‌کند. هر دستگاهی که به شبکه متصل است، آدرس منحصربه‌فردی دارد که به آن نشانی فیزیکی یا آدرس مک می‌گویند. وقتی یکی از دستگاه‌های متصل به شبکه برای دستگاه دیگری داده می‌فرستد، نشانی فیزیکی دستگاه مقصد را نیز ضمیمه فریم می‌کند. سوئیچ نیز با مراجعه به آن نشانی، مقصد فریم را تشخیص می‌دهد و آن را به همان پورتی می‌فرستد که دستگاه مقصد به آن متصل است. نشانی‌های فیزیکی به‌مرور در جدولی موسوم به جدول نشانی‌های مک (MAC Address Table) درون سوئیچ ذخیره می‌شوند.

شکل ۲. رایانه الف می‌خواهد با رایانه پ مکاتبه کند. لذا فریمی می‌فرستد که در آن آدرس مک مقصد (رایانه پ) درج شده است. سوئیچ، فریم را می‌گیرد و آدرس مک مقصد آن را می‌خواند و سپس آن را در جدول آدرس‌های مک خود جستجو می‌کند. اگر آدرس مک مربوطه را یافت، فریم را فقط به پورتی می‌فرستد که رایانه پ به آن متصل است. رایانه‌های متصل به دیگر پورت‌ها هیچ فریمی دریافت نمی‌کنند.


نحوه تشکیل جدول نشانی‌های فیزیکی (آدرس‌های مک) در سوئیچ

سوئیچ، جدول نشانی‌های فیزیکی (آدرس‌های مک) را براساس نشانی‌های فیزیکی مبدا پر می‌کند. وقتی فریم‌ها وارد سوئیچ می‌شوند، سوئیچ، آدرس مک مبدا (دستگاه فرستنده) را که در فریم دریافتی درج شده است، اصطلاحا «یاد می‌گیرد» و آن را به جدول آدرس‌های مک خود می‌افزاید یا جدول موجود را به‌روز می‌کند.

سوئیچ برای ارسال فریم به مقصد خود، آدرس مک مقصد را که آن نیز در همان فریم درج شده است بررسی و آن را با جدول آدرس‌های مک خود مقایسه می‌کند. اگر نشانی یادشده با یکی از نشانی‌های موجود در جدول منطبق بود، فریم را به پورت مربوطه می‌فرستد. اگر آدرس مک مقصد در جدول سوئیچ یافت نشد، سوئیچ، فریم را به همه پورت‌هایش (جز پورتی که از آن فریم دریافت کرده است) گسیل می‌کند اما سرانجام فقط گیرنده واقعی، آن فریم را دریافت می‌کند.

هر بار که دستگاه جدیدی داده می‌فرستد، نشانی فیزیکی آن به جدول یادشده افزوده و جدول رفته‌رفته کامل‌تر می‌شود. تمام پورت‌های سوئیچ کاملا دوطرفه (full-duplex) هستند، یعنی سوئیچ هم‌زمان می‌تواند برای تجهیزات متصل به پورت‌هایش سیگنال بفرستد و از آن‌ها سیگنال بگیرد.  

سوئیچ‌ها از حیث قابلیت و تنظیم‌پذیری به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند:

  • سوئیچ‌های مدیریتی یا مدیریت‌پذیر (managed switch)

سوئیچ‌های مدیریتی یا مدیریت‌‌پذیر قابلیت‌ها و تنظیمات مختلفی دارند و بسته به نیازهای شبکه پیکربندی می‌شوند. سوئیچ‌های مدیریتی را می‌توان به دو زیرگروه تقسیم کرد: یکی سوئیچ‌های هوشمند (smart) که قابلیت‌های مدیریتی کمتری دارند اما کار کردن با آن‌ها آسان‌تر است؛ و دیگری سوئیچ‌های مدیریت‌پذیر تجاری یا سازمانی (enterprise) که گرچه گران‌تر هستند، تنظیمات و قابلیت‌های‌‌شان گسترده‌تر است. سوئیچ‌های تجاری یا سازمانی معمولا ۳۲ تا ۱۲۸ پورت دارند و البته تنظیمات‌شان پیچیده‌تر است (شکل ۱).

شکل ۳. یک نمونه سوئیچ مدیریتی یا مدیریت‌پذیر هوشمند


  • سوئیچ‌های غیرمدیریتی یا مدیریت‌ناپذیر (unmanaged switch)

سوئیچ‌های غیرمدیریتی یا مدیریت‌ناپذیر بسیار ارزان‌تر هستند اما قابلیت‌ها و تنظیمات خاصی ندارند؛ کافی است آن‌ها را به شبکه متصل و سپس روشن‌شان کنید تا کار خود را انجام دهند. این سوئیچ‌ها معمولا ۴ تا ۱۶ پورت دارند و لذا عمدتا در شبکه‌های کوچک به کار گرفته می‌شوند.

شکل ۴. یک نمونه سوئیچ غیرمدیریتی یا مدیریت‌ناپذیر


تفاوت سوئیچ و مسیریاب شبکه

سایت رسمی شرکت سیسکو درباره تفاوت سوئیچ و مسیریاب (روتر) شبکه می‌گوید، سوئیچ‌‌ها شبکه ایجاد می‌کنند و مسیریاب‌ها شبکه‌ها را به هم پیوند می‌دهند. به عبارت دیگر، سوئیچ، نقطه اتصال مشترک دستگاه‌های متصل به یک شبکه است اما مسیریاب، یک شبکه را به شبکه دیگری متصل می‌کند. پس برای مثال، در یک شبکه خانگی اگر بخواهید چند رایانه و چاپگر و… را به هم متصل کنید به سوئیچ (یا هاب) نیاز دارید. و اگر بخواهید آن شبکه خانگی را به اینترنت (که خود، شبکه بزرگ دیگری است) متصل کنید، به مسیریاب (و مودم) نیاز خواهیدداشت.

مزایای کلی سوئیچ‌های شبکه

همانطور که پیش‌تر نیز گفته شد، سوئیچ‌ها سیگنال‌های دریافتی و ارسالی روی پورت‌های خود را بسیار بهینه‌تر از هاب مدیریت می‌کنند. همین شیوه مدیریتی از بروز پدیده برخورد یا تصادف سیگنال‌ها (collision) که در هاب به وفور رخ می‌دهد، جلوگیری می‌کند؛ ضمن این‌که از ایجاد ترافیک بیهوده در شبکه نیز جلوگیری می‌شود. میزان استفاده از پهنای باند در سوئیچ بسیار بهینه‌تر از هاب است.

دسته‌ها
آموزشی

۱۲ تکنیک راهبردی برای سرعت بخشیدن به ویندوز ۱۰

ویندوز ۱۰ در مقایسه با سیستم‌عامل‌های پیش از خود سریع‌تر است، اما با انجام یکسری کارها و بهینه‌سازی عملکردها سرعت ویندوز ۱۰ بازهم افزایش می‌یابد. نمونه بارز این پیشرفت‌ها در کوتاه شدن مدت زمان راه‌اندازی ویندوز ۱۰ قابل رویت است. کاربران حرفه‌ای برای دستیابی به سرعت بالا در راه‌اندازی سیستم و روان‌تر شدن عملکردهای ویندوز ۱۰، برخی از تنظمیات را تغییر می‌دهند. به عبارت دقیق‌تر، تنظیمات را هماهنگ با سخت‌افزاری که از آن استفاده می‌کنند پیکربندی می‌کنند تا به حداکثر سرعت ممکن دست پیدا کنند.

مشکلی که بیشتر مطالب مرتبط با بهبود سرعت ویندوز دارند در این موضوع خلاصه می‌شود که اعلام می‌دارند برای دستیابی به سرعتی بالاتر در راه‌اندازی سیستم باید یکسری ویژگی‌های جذاب و سرگرم کننده در ویندوز شبیه به پویانمایی‌های بصری را خاموش کنید تا عملکرد سیستم بهبود پیدا کرده و ویندوز سریع‌تر آماده استفاده شود. در این مقاله با تکنیک‌ها و روش‌هایی آشنا می‌شوید که بدون نیز به تغییر رابط کاربر یا دستکاری قابلیت‌های مهم سیستم‌عامل اجازه می‌دهند ویندوز ۱۰ سریع‌تر از قبل کار کند. بیشتر این ترفندها رایگان هستند، اما برای بهره‌مندی از برخی دیگر باید دست به جیب شوید و نرم‌افزار یا سخت‌افزار مربوطه را تهیه کنید.
برای افرادی که سیستم آن‌ها توان پردازشی ضعیفی دارد، اما تمایل دارند به سرعت بیشتری دست پیدا کنند و دستیابی به برخی قابلیت‌های خاص برای آن‌ها کاربردی ندارد، چند ترفند جالب در نظر گرفته‌ایم که سرعت سیستم آن‌ها را بهبود می‌دهد.
دقت کنید در برخی موارد باید از نرم‌افزارهایی استفاده کنید که برای پاک‌سازی رجیستری ویندوز ارائه شده‌اند و قادر هستند ردپای تبلیغ‌افزارها را پاک کنند، هرچند مایکروسافت به‌طور قاطع از نرم‌افزارهایی که برای پاک‌سازی رجیستری ویندوز ۱۰ ارائه شده‌اند پشتیبانی نمی‌کند.
نکته مهمی که باید به آن دقت کنید؛ به‌روزرسانی سیستم‌عامل است. بهتر است به شکل منظم به بخش به‌روزرسانی ویندوز در برنامه تنظیمات بروید تا ببینید آیا به‌روزرسانی‌های امنیتی و قابل اطمینان که باید نصب کنید از سوی مایکروسافت ارائه شده‌اند یا خیر. در برخی موارد کامپیوتر شخصی یا لپ‌تاپ بعد از دریافت به‌روزرسانی‌ها سریع‌تر می‌شود، زیرا به‌روزرسانی‌های مربوط به درایورهای سخت‌افزاری را دریافت می‌کند. انجام این‌کار اهمیت زیادی دارد و توصیه می‌کنیم در این زمینه جدی باشید. به‌روزرسانی‌های رسمی در بیشتر موارد ضمن ارائه قابلیت‌های جدید، باگ‌های فعلی را برطرف می‌کنند، باگ‌هایی که ممکن است روی عملکرد ویندوز تاثیر منفی بگذارند. با این مقدمه به سراغ ۱۲ تکنیک مفیدی می‌رویم که سرعت ویندوز ۱۰ را بهبود می‌بخشند.

۱. از یک ابزار پاک‌سازی سیستم استفاده کنید

جفری ویلسون نویسنده سایت پی‌سی‌مگ نرم‌افزارهای ثالث مختلفی که برای پاک‌سازی ویندوز منتشر شده‌اند را ارزیابی کرده و نوشته است: «بیشتر نرم‌افزارهایی که برای بهبود کارایی کامپیوترها عرضه شده‌اند، عملکرد سیستم‌عامل را تقویت می‌کنند، حتا اگر این بهبود کارایی در حد متوسط باشد. البته در این میان یکسری نرم‌افزارهای مخرب نیز وجود دارند که به اشتباه از سوی کاربران دانلود می‌شوند. نرم‌افزارهایی که مدعی بهبود سرعت کامپیوترها هستند، اما راه را برای ورود تبلیغ‌افزارها به یک سیستم هموار می‌کنند. Iolo System Mechanic یکی از بهترین نرم‌افزارهایی است که برای سرعت و عملکرد سیستم‌عامل در اختیار کاربران قرار دارد. نرم‌افزاری که طیف بسیار گسترده‌ای از قابلیت‌های کاربردی را ارائه می‌کند.» 

۲. برنامه‌های ناخواسته را حذف کنید

در چند سال گذشته اوضاع کمی بهبود پیدا کرده و کمتر شاهد نرم‌افزارهای از پیش نصب شده غیر ضروری از سوی تولیدکنندگان لپ‌تاپ‌ها و کامپیوترهای شخصی هستیم، هرچند این مشکل هنوز هم در ارتباط با برخی از تولیدکنندگان کامپیوترهای شخصی مطرح است. چند سال پیش بود که شرکت‌های امنیتی گزارش دادند شرکت لنوو روی لپ‌تاپ‌ها و ایستگاه‌های کاری بدافزار و جاسوس‌افزاری را بدون اطلاع مالک نصب کرده است. در آن زمان کارشناسان امنیتی اعلام کردند، لنوو نزدیک به ۲۰ برنامه به ظاهر کمک‌کننده روی لپ‌تاپ‌های خود نصب کرده که برخی از آن‌ها گاه و بیگاه ناخواسته کارهایی را انجام می‌دادند که باعث مختل شدن فعالیت‌های سیستم‌عامل و کامپیوتر می‌شود. خوشبختانه، چند وقتی است تعداد نرم‌افزارهای از پیش نصب نشده و غیر ضروری کاهش یافته است. آزمایشی که سایت پی‌سی‌مگ انجام داد، نشان داد روی یک لپ‌تاپ جدید شرکت اچ‌پی تنها ۹ مورد از این برنامه‌های ناخواسته نصب شده و روی یک مدل از لپ‌تاپ‌های جدید ایسوس نیز تنها ۵ برنامه ناخواسته نصب شده بود. این مشکل محدود به تولیدکنندگان محصولات سخت‌افزاری نیست و حتا مایکروسافت نیز دو بازی King و برخی نرم‌افزارهای واقعیت ترکیبی که شاید مورد توجه برخی از کاربران نباشد را روی سیستم‌عامل خود قرار داده است. 
کاربران سیستم‌عامل ویندوز ۱۰ می‌توانند روی کاشی یک برنامه ناخواسته در منوی شروع راست‌کلیک کرده و آن‌را حذف کنند. در این حالت هم کاشی و هم خود برنامه به سرعت حذف می‌شوند. اگر روی منوی شروع راست‌کلیک کرده و گزینه Apps and Features را انتخاب کنید به فهرست مدیریت برنامه‌ها وارد می‌شوید. در صفحه فوق فهرستی از تمامی برنامه‌های نصب شده روی ویندوز نشان داده می‌شود. در این صفحه هر برنامه بدون  استفاده را انتخاب کنید و گزینه uninstall را کلیک کنید. 
کاربران حرفه‌ای با مرتب کردن فهرست برنامه‌های نصب شده، به راحتی برنامه‌های ناخواسته را پیدا و پاک می‌کنند. گزینه‌های خوب دیگری برای پیدا کردن برنامه‌های ناخواسته یا غیر ضروری در اختیار کاربران قرار دارند که از آن جمله به مرتب‌سازی بر مبنای آخرین بازدید (Recent) برای پیدا کردن برنامه‌هایی که کاربر نصب نکرده یا مرتب‌سازی بر اساس اندازه (Size) که برای پیدا کردن برنامه‌هایی که اندازه زیادی دارند استفاده می‌شوند. زمانی‌که برنامه‌های ناخواسته را پیدا کردید، آن‌ها را انتخاب و حذف کلیک کنید. 
در زمان پاک کردن برنامه‌ها به دو نکته مهم دقت کنید. به خاطر داشته باشید که ویندوز ۱۰ دو مدل برنامه کاربردی دارد. برنامه‌های سنتی ویندوز که همه کاربران با آن‌ها آشنا هستند و برنامه‌های سبک مدرن که از فروشگاه ویندوز دریافت می‌شوند. اگر برنامه Settings را باز کنید و به بخش Apps & Feature بروید، هر دو مدل را مشاهده می‌کنید. برای مشاهده برنامه‌هایی که متعلق به فروشگاه ویندوز نیستند، باید Control Panel را باز کنید و به مکانی بروید که برای حذف برنامه‌های سنتی قدیمی طراحی شده است. در هر دو حالت با مرتب‌سازی بر اساس اندازه، تاریخ نصب، نام یا جست‌وجوی یک برنامه خاص امکان حذف برنامه در اختیارتان قرار دارد. 
یکی از دلایل حذف برنامه‌ها به عملکرد منفی آن‌ها در زمان راه‌اندازی سیستم‌عامل و استفاده بی مورد از پردازنده مرکزی و حافظه اصلی باز می‌گردد. کندی سرعت سیستم‌عامل دلیل دیگری نیز دارد. در برخی موارد مولفه‌های داخلی ویندوز باعث کندی سرعت می‌شوند. اگر Control Panel را باز کنید و روی بخش Programs and Features کلیک کنید، بخشی به‌نام turn Windows Feature On or Off را مشاهده کنید. در این بخش فهرستی از مولفه‌های ویندوز را مشاهده می‌کنید. مولفه‌هایی که نیازی به آن‌ها ندارید، اما روی سیستم‌عامل نصب شده‌اند را پاک کنید تا سرعت راه‌اندازی سیستم و سرعت ویندوز بهبود پیدا کند. 

۳. پردازه‌های استارت‌آپ را محدود کنید

بیشتر برنامه‌هایی که روی سیستم‌عامل نصب می‌شوند، پردازه‌هایی را روی سیستم‌عامل نصب می‌کنند و هر زمان کامپیوتر راه‌اندازی مجدد می‌شود، این پردازه‌ها اجرا شده و در حافظه اصلی سیستم‌عامل قرار می‌گیرند. وجود برخی از این پردازه‌های بدون استفاده باعث از درست رفتن حافظه اصلی سیستم می‌شود. زمانی که سیستم‌عامل برای انجام کارهای خود حافظه اصلی کافی در اختیار نداشته باشد به سراغ هارددیسک می‌رود و بخشی از هارددیسک را به عنوان حافظه اصلی استفاده می‌کند. به دلیل این‌که سرعت هارددیسک‌ها چند برابر کمتر از حافظه اصلی است، سرعت بارگذاری و اجرای برنامه‌هایی که نیازمند حافظه هستند با کندی قابل محسوسی همراه می‌شود. کاربران سیستم‌عامل ویندوز ۷ برای مدیریت و نظارت بر این مسئله ابزاری به‌نام MSCONFIG داشتند که خیلی روان نبود. ویندوز ۱۰ یک روش ساده‌تر برای محدود کردن پردازه‌هایی که در زمان راه‌اندازی اجرا می‌شوند در اختیار کاربران قرار داده است. کاربران می‌توانند از Task Manager برای اعمال یک نظارت دقیق استفاده کنند. ساده‌ترین راه فراخوانی ابزار فوق فشار همزمان کلیدهای Ctrl-Shift-Esc است. پس از اجرای ابزار فوق به زبانه Startup بروید تا فهرستی از تمامی برنامه‌هایی که در زمان راه‌اندازی ویندوز بارگذاری شده‌اند را مشاهده کنید. در این زبانه ستونی به‌نام Startup impact وجود دارد که تاثیر هر برنامه روی فرآیند راه‌اندازی ویندوز را نشان می‌دهد. ستون Status نشان می‌دهد چه برنامه‌هایی در زمان راه‌اندازی فعال و چه برنامه‌هایی غیر فعال هستند. برای تغییر وضعیت برنامه‌ها روی هر برنامه راست‌کلیک کنید و گزینه Enable برای فعال‌سازی یا disable برای غیر فعال کردن را انتخاب کنید. به‌عنوان مثال، اگر هیچ‌گاه از برنامه آی‌تیونز استفاده نمی‌کنید، نیازی ندارید تا پردازه iTunesHelper در حال اجرا باشد.

۴. حافظه جانبی سیستم را خالی کنید

در منوی شروع عبارت Cleanup Disk را تایپ کنید و روی گزینه ظاهر شده کلیک کنید. ابزار Disk Cleanup یکی از مولفه‌های کلیدی ویندوز است که یک ابزار قابل اطمینان برای آزادسازی فضای هارددیسک است. Disk Cleanup فایل‌های ناخواسته و موقتی، صفحات وب آفلاین، برنامه‌های نصب بدون استفاده روی کامپیوتر شخصی را پیدا می‌کند و پیشنهاد می‌دهد برای آزادسازی فضای هارددیسک فایل‌ها را پاک کنید. همواره به این مسئله مهم دقت کنید که پر بودن بیش از اندازه فضای هارددیسک و حتا Recycle Bin به میزان قابل توجهی سرعت سیستم را کاهش می‌دهد. اگر به‌طور منظم برنامه یکپارچه‌سازی هارددیسک (دیفرگ) را اجرا نمی‌کنید، ابزار Optimize Drivers را زمان‌بندی کنید. در کار جست‌وجوی کورتانا عبارت Optimize Drives را وارد کنید و روی گزینه پیدا شده کلیک کنید. دقت کنید اگر از یک دیسک SSD استفاده می‌کنید؛ نیازی به انجام این‌کار نیست، زیرا حافظه‌های حالت جامد هیچ بخش متحرکی برای خواندن اطلاعات از دیسک ندارند. ویندوز ۱۰ قابلیت جدید‌تری برای مدیریت فضای هارددیسک در اختیار کاربران قرار داده که این قابلیت Storage Sense نام دارد. قابلیت فوق به‌طور خودکار با حذف فایل‌های موقت و فایل‌هایی که درون سطل بازیافت قرار دارند، فضای هارددیسک را آزاد می‌کند. 

۵. حافظه بیشتری اضافه کنید

درست است که ویندوز ۱۰ مدیریت بهتری روی حافظه اصلی اعمال و به شکل بهینه شده‌ای از حافظه اصلی استفاده می‌کند، اما حافظه بیشتر عملکرد کامپیوتر را بهبود بخشیده و سریع‌تر می‌کند. متاسفانه برای بسیاری از دستگاه‌های ویندوزی شبیه به تبلت‌های سورفس پرو امکان اضافه کردن حافظه اصلی وجود ندارد. لپ‌تاپ‌های بازی و تجاری در برخی موارد چنین قابلیتی را ارائه می‌کنند، اما تعداد آن‌ها نادر است. اولترابوک‌های جدید و باریک نیز چنین مشکلی را دارند، اما کاربرانی که هنوز هم از کامپیوترهای دسکتاپی استفاده می‌کنند خوش‌شانس هستند. کاربران کامپیوترهای شخصی می‌توانند بدون مشکل خاصی حافظه اصلی سیستم خود را ارتقا دهند. بیشتر مادربوردهای امروزی از ظرفیت‌های ۳۲ تا ۶۴ گیگابایت حافظه اصلی پشتیبانی می‌کنند. قبل از خرید حافظه اصلی ابتدا به شکاف‌های توسعه مادربورد نگاه کنید و اگر جای خالی دارد، حافظه اصلی سیستم را به ۱۶ گیگابایت ارتقا دهید. این میزان حافظه برای اجرای روان بیشتر برنامه‌ها جواب‌گو است. اگر قصد دارید به‌طور همزمان برنامه‌های سنگینی روی کامپیوتر خود اجرا کنید، بهتر است ظرفیت حافظه اصلی را حداقل ۳۲ گیگابایت کنید. 

۶. یک حافظه حالت جامد نصب کنید

اگر از نرم‌افزارهای سنگینی شبیه به فوتوشاپ روی ویندوز ۱۰ استفاده می‌کنید، هیچ راهکاری بهتر از خرید یک حافظه حالت جامد سرعت سیستم‌عامل را بهبود نمی‌بخشد. زمانی‌که از یک حافظه حالت جامد استفاده کنید و سیستم‌عامل را روی آن نصب کنید مشاهده می‌کنید که سیستم‌عامل ظرف چند ثانیه راه‌اندازی شده و آماده به کار می‌شود. همچنین برنامه‌های سنگینی شبیه به فوتوشاپ نیز به سرعت اجرا می‌شوند. برای بهبود سرعت سیستم، کار عاقلانه‌ای است که یک حافظه حالت جامد را جایگزین هارد دیسک فعلی کنید. اگر از لپ‌تاپ استفاده می‌کنید، ممکن است انجام این‌کار امکان‌پذیر باشد. یک حافظه حالت جامد خارجی با درگاه یو‌اس‌بی ۳ نیز سرعت اجرای برنامه‌ها را بهبود می‌بخشد. 

۷. سیستم را برای اطمینان از عدم آلودگی به ویروس‌ها و جاسوس‌افزارها بررسی کنید

نرم‌افزارهای امنیتی مختلفی شبیه به ابزار امنیتی از پیش ساخته ویندوز دیفندر برای پویش سیستم به لحاظ آلودگی به بدافزارها در اختیار کاربران قرار دارد، اما یکی از بهترین انتخاب‌ها در این زمینه ضدبدافزارMalwarebytes  است. نرم‌افزارهای امنیتی دیگری شبیه به ضدویروس Webroot SecureAnywhere  در دسترس قرار دارند که عملکرد مشابهی دارند. اگر به دنبال یک انتخاب حرفه‌ای هستید، ضدویروس بیت‌دیفندر و کسپرسکی دفاع یکپارچه‌ای ارائه می‌کنند. 

۸. تنظیمات انرژی را برای دستیابی به حداکثر کارایی و بهینه‌سازی سرعت ویرایش کنید

اگر به دنبال صرفه‌جویی در میزان برق مصرفی هستید، بهتر است از این ترفند صرفه‌نظر کنید، اما راهکاری است که سرعت محاسبات را افزایش می‌دهد. برای ویرایش تنظیمات مدیریت مصرف انرژی به مسیر Control Panel > System and Security و سپس Power Options بروید. در این بخش روی منوی بازشونده کلیک کرده و گزینه High Performance را انتخاب کنید.

۹. از ابزار عیب‌یابی ویندوز برای پیدا کردن مشکلات بهره‌وری استفاده کنید

کنترل پنل را باز کنید و درون کادر جست‌وجو واژه troubleshooting را تایپ کنید. ابزار عیب‌یابی در بخشsystem and Security را اجرا کنید. ‌‌ابزار فوق ممکن است دلیل اصلی کندی سیستم را پیدا کند. برای اطمینان خاطر بهتر است، ابزار عیب‌یابی سایر بخش‌ها که برای عیب‌یابی نرم‌افزارها، جست‌وجو و نمایه‌سازی، سخت‌افزار‌ها و دستگاه‌ها و برنامه‌های ویندوز در دسترس‌تان قرار دارند را اجرا کنید. در کنترل پنل به مسیر System and Security > Security and Maintenance بروید و روی گزینه Maintenance کلیک کنید و سپس Start Maintenance را انتخاب کنید. ابزار فوق بخش‌های مختلف ویندوز را بررسی می‌کند و اگر بخشی به رسیدگی نیاز داشته باشد این موضوع را اطلاع می‌دهد. 

۱۰. تنظیمات ظاهری در بخش گزینه‌های عملکردی را ویرایش کنید

عبارت adjust appearance را در کادر جست‌وجوی کورتانا تایپ کنید و روی گزینه انتخاب شده کلیک کنید. در پنجره ظاهر شده سه دکمه رادیویی وجود دارد که برای دستیابی به بهترین عملکردها روی سیستم‌های مختلف طراحی شده‌اند. با انتخاب هر یک از این گزینه‌ها فهرستی بلندبالا از تنظیمات ظاهر می‌شوند که هر یک روی ویژگی‌های خاصی از ویندوز تاثیرگذار هستند. اگر گزینه best performance را انتخاب کنید، تمامی ویژگی‌های بصری ویندوز غیر فعال می‌شوند. به‌عنوان مثال، محتویات پنجره‌هایی که حرکت می‌دهید مشاهده نمی‌شوند، بلکه فقط یک مستطیل و لبه‌های پنجره نشان داده می‌شود. برای دستیابی به بهترین عملکرد و حفظ برخی از جلوه‌های ویژه باید گزینه‌های پایین پنجره را ویرایش کنید. 

۱۱. قابلیت نمایه‌گذاری جست‌وجو را غیر فعال کنید

ویژگی نمایه‌سازی جست‌وجو منابع سیستم را به‌طور موقت به ویژه در ارتباط با کامپیوترهای شخصی که سخت‌افزار قدرتمندی ندارند مصرف می‌کند. این ویژگی برای اغلب کاربران کاربرد چندان خاصی ندارد. برای ویرایش ویژگی نمایه‌سازی پنجره Indexing Options Control Panel را باز کنید (در کادر جست‌وجو واژه index را تایپ کنید و روی گزینهIndexing Options کلیک کنید). در صفحه ظاهر شده روی گزینه Modify کلیک کنید و درایوها و مکان‌هایی که نمی‌خواهید نمایه‌سازی شوند را انتخاب کنید. دکمه Advanced اجازه می‌دهد نوع فایل‌هایی که نباید نمایه‌سازی روی آن‌ها اعمال شود را مشخص کنید. برای خاموش کردن این ویژگی و متوقف کردن فرآیند مرتبط با این سرویس که سرعت سیستم را کاهش می‌دهد، روی This Computer  راست‌کلیک کنید و گزینه Manage را انتخاب کنید. در صفحه ظاهر شده گزینه Services and Applications و سپس Services را انتخاب کنید. Windows Search را پیدا کنید و دومرتبه روی آن کلیک کنید. در پنجره خاصیت‌های این سرویس در فیلد Start up گزینه Manual یا Disabled را انتخاب کنید. این گزینه وضعیت پردازه در حال اجرا در پس‌زمینه را مشخص می‌کند. گزینه (Automatic (Delayed Start باعث اجرای خودکار سرویس در زمان راه‌اندازی سیستم می‌شود. 

۱۲. ویژگی اعلان‌ها را خاموش کنید

ویندوز ۱۰ برای نمایش اعلان‌ها، مجبور است منابع سیستم را مصرف کند که عملکرد سیستم را کاهش می‌دهد. اگر ویژگی اطلاع‌رسانی اعلان‌ها روی ویندوز ۱۰ را خاموش کنید، محاسبات سریع‌تر انجام می‌شود. به‌طور مثال، تصور کنید ۴۰ برنامه روی یک سیستم دارید که قابلیت ارسال اعلان را دارند، در این حالت ویندوز منابع سیستمی را برای پاسخ‌گویی به این اعلان‌ها مصرف می‌کند. برای فعال یا غیر فعال کردن نمایش اعلان‌ها، برنامه Settings را اجرا کنید و گزینه system را انتخاب کنید. در صفحه ظاهر شده روی گزینه Notification & actions کلیک کنید، گزینه Get tips tricks and suggestions را غیر فعال کنید و برنامه‌هایی که قادر به نمایش اعلان‌ها هستند را مدیریت کنید.