دسته‌ها
دیجیتال برندینگ

چگونه خود را برای کسب و کار جدیدمان آماده کنیم؟

اسحاق پارکینسون، کارآفرین و تولید‌کننده نوار چسب مخصوص بیماران دیابتی، به‌طور اتفاقی به همراه یکی از دوستانش با مدل کسب‌و‌کار FBA آمازون ‌آشنا شد. ‌این آشنایی مسیر کار و زندگی او را به اندازه‌ای محتول کرد که مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت. سایت یوزژورنال مصاحبه‌ای خواندنی با آقای پارکینسون انجام داد. تجربه‌های کسب شده و درس‌های آموخته شده توسط او، ارزش بالایی دارند که در ادامه برخی از این تجربیات و دروس موفقیت را از زبان وی می‌خوانید.

بسیار ناراحت و آشفته بودم. به تازگی بابت سفارش خرید یک محصول، پرداختی زیادی داشتم که مبلغ آن خیلی بیشتر از خریدهای قبلی بود. با خودم گفتم با این پول چه کارهایی که نمی‌توانستم انجام دهم، اما، این احساس ناراحتی خیلی زود برطرف شد چون من در آن لحظه بهترین تصمیم زندگیم را گرفته بودم. این‌که برای خودم و آینده‌ام سرمایه‌گذاری کنم.
پیشتر، کارم این بود که داخل جعبه‌هایی که پر از اقلام برگشتی و خریداری شده از سایت liquidation.com بود جست‌وجو می‌کردم. این دستگاه‌های الکترونیکی، اقلامی بودند که مردم از سایت‌هایی همچون والمارت و آمازون دات‌کام خریداری کرده بودند و برای فروش روی سایت liquidation قرار داده بودند. برنده شدن در مزایده سخت و پیدا کردن یک جعبه پر از وسایل صدمه ندیده از آن هم سخت‌تر بود. در اولین مزایده‌هایی که برنده شدم، موفق شدنم اقلام را با سود ۲۰۰ تا ۳۰۰ دلار به فروش برسانم. فکر می‌کردم کار بزرگی انجام داده‌ام، اما در مورد جعبه‌های بعدی آن‌قدر خوش شانس نبودم. بیشتر اقلام داخل جعبه‌ها خراب و آسیب دیده بودند و اصلاً قابل تعمیر هم نبودند. از تهیه فهرست کالاها و ارسال آن‌ها خسته شده بودم. نیاز به تغییر و تحول داشتم. همان زمان بود که من و هم اتاقی‌ام برایانت جذب مدل FBA آمازون شدیم.
مدل FBA آمازون، زندگی‌ها را تغییر می‌داد و افراد را ثروتمند می‌کرد. برایانت و من تصمیم گرفتیم تا کسب و کاری راه بیاندازیم. تنها چیزی که نیاز داشتیم، محصولی برای فروش بود. اکثر آدم‌ها تصور می‌کنند برای راه‌اندازی یک کسب و کار باید دوباره چرخ اختراع کنند، اما این درست نیست. آسا‌ن‌ترین راه، پیدا کردن محصولی است که فروش خوبی دارد، پس از پیدا کردن محصول باید کمی ابتکار به خرج بدهید و آن‌را به محصولی برتر تبدیل کنید. ما دقیقاً همین کار را انجام دادیم. بعد از هفته‌ها تحقیق و بررسی محصولات و تحلیل معیارهای خاص، در نهایت اولین محصول عالی، نوار چسبی برای افراد مبتلا به دیابت را پیدا کردیم. 
فکرش را نمی‌کردم که افراد دیابتی بتوانند با چسباندن این نوارها روی پوست خود، گلوکز خونشان را کنترل می‌کنند. برادر من دیابت نوع ۱ دارد و من هیچ وقت ندیده بودم که او از چیزی شبیه نوار چسب استفاده کند. تمام مقالات و نقطه نظرات منفی که در مورد محصول فعلی وجود داشت را خواندم و تصمیم گرفتم نوار چسبی درست کنم که بهتر باشد و این گونه بود که Skin Grip متولد شد.
فکرش را نمی‌کردم روزگاری کسب و کاری که صرفاً مبتنی بر آمازون بود، خیلی زود به یک برند چند کاناله تبدیل شود و به عنوان مانیتورینگ‌ مداوم گلوکز خون (CGM) درمیان افراد دیابتی شناخته ‌شود.
وقتی کسب و کارم را آغاز کردم، آدم پولداری نبودم. حتی کار روزانه خود را به خاطر پرداختن به شغل جانبی ترک نکردم. اما تجربه‌ای که به دست آوردم ارزشمند بود. به همین دلیل می‌خواهم ۱۰ درسی که در این مدت آموخته‌ام را با شما به‌اشتراک بگذارم. امیدوارم روزی راه علاج بیماری دیابت پیدا شود؛ اگر این اتفاق بیافتد، کسب و کارم شکست می‌خورد که ایرادی ندارد. من متعهد هستم هر آنچه می‌توانم برای بهبود کسب و کارم و آمادگی برای فرصت‌های آینده بیاموزم. 

۱ – روی حل یک مشکل خاص برای افراد خاص تمرکز کنید

اگر به همه بفروشید، به هیچ کس نمی‌فروشید. من این موضوع را بارها و بارها تجربه کردم. جهان آنقدر بزرگ هست که نمی‌توانید تمام آدم‌هایی که نفس می‌کشند را برای خرید محصولاتتان هدف قرار دهید. واقعیت این است که همه نمی‌خواهند محصول شما را بخرند و اگر محصولات خاصی را که برای افراد خاص هدف قرار داده‌اید، عرضه نکنید؛ پیام شما هرگز طنین‌انداز نمی‌شود.
مشکل را پیدا کنید، راه‌حل را بسازید 
اولین قدم تمرکز روی مشکلی است که می‌خواهید حل کنید. باید دقیقاً مشخص کنید که می‌خواهید چه کسانی را هدف قرار دهید. با این افراد صحبت کنید، محصول و برند خود را بسازید و بر اساس نیاز و خواسته‌های آن‌ها بازاریابی کنید. در مورد Skin Grip، ما کار خود را با تمرکز روی افراد مبتلا به دیابت آغاز کردیم. البته این حوزه بسیار گسترده بود، به همین دلیل برای آن که حوزه کاری خود را مشخص‌تر کنیم، مشتریان خود را دیابتی نوع۱ قرار دادیم که از مانتیور گلوگز استفاده می‌کنند، فعال هستند و به دنبال بهبود زندگی خود از طریق تناسب اندام و فعالیت در فضای باز هستند. با مشخص کردن این موارد، مخاطبین ما بسیار کمتر شدند و ما ‌توانستیم پیام‌های خود را مستقیماً به این افراد اختصاص دهیم و با آن‌ها به صورت شخصی در ارتباط باشیم.

۲ – حواستان به خرج و مخارج باشد

پیش از هزینه کردن در مورد خرید ابزار، اجاره مکان و هر آنچه می‌خواهید، هزینه کنید؛ خوب فکر کنید. هزینه همان چیزی است که کسب و کارهای کوچک را به نابودی می‌کشاند. وقتی کار خود را آغاز کردید، روی فعالیت‌هایی تمرکز کنید که برای شما پولسازی می‌کنند. جریان نقدینگی از اصول کلیدی است. اگر پول نقد ندارید، باید کسب و کار را تعطیل کنید. شاید در ابتدا جذاب است که درآمد خود از کسب و کار را صرف خرید لپ‌تاپ‌های جدید و فانتزی، تجهیزات اداری خوب یا هر چیز دیگری کنید که به آن‌ها نیاز دارید. این ابزارها اغلب کمکی به درآمد خالص شما نمی‌کنند. بلکه سریع‌ترین راه برای غرق کردن کسب و کار شما هستند. من شخصاً یک نرم‌افزار فهرست موجودی (Inventory) گرانقیمت خریداری کردم، در حالی که می‌توانستم به راحتی فهرست موجودی را از صفحه گسترده اکسل ردیابی کنم. انتخاب‌های این چنینی، هزینه‌های من را بالا برد و موجب شد که جریان نقدینگی من برای انجام فعالیت‌های مهم دیگر از بین برود. باید از خودتان بپرسید که آیا خرید این ابزارها در حال حاضر کمکی به رشد و توسعه کسب و کارتان می‌کند یا خیر؟ اگر جواب ” بله” است، آن‌ها را خریداری کنید، در غیر این صورت این کار را به آینده موکول کنید.  

۳ – شریک داشته باشید ( اگر مناسب می‌دانید)

شریک داشتن یا شریک شدن مسئله این است. سوال بسیار دشواری است. من سال‌ها با شرکای مختلف روی پروژه‌های متفاوت کار کردم و بیشتر اوقات احساس می‌کردم اگر تنها بودم بیشتر کارها را به بهترین شکل انجام می‌دادم. داشتن شریک بعضی وقت‌ها باعث محدویت من می‌شد، چون قبل از انجام برخی کارها باید از شریکم اجازه می‌گرفتم. گاهی اوقات طمع به سراغم می‌آمد و می‌خواستم همه کارها را خودم انجام دهم. وقتی تجربیاتم بیشتر شد تصمیم گرفتم هیچ کسب و کار دیگری را بدون داشتن شریک آغاز نکنم به این دلیل که یک فرد اجتماعی هستم و به خاطر همین تعاملات اجتماعی و گفت و شنودهاست که زندگی می‌کنم. در ابتدا مغرور بودم و همه پول و افتخارات را برای خودم می‌خواستم، اما فهمیدم از زمانی که کارم را به تنهایی آغاز کردم، احساس تنهایی می‌کنم. متوجه شدم که برای رسیدن به موفقیت، باید تمام فشارها و مسئولیت‌ها را تنهایی به دوش بکشم، وقتی در کارم به مشکلی برخورد می‌کنم، کسی نیست که با ایده‌هایش به من کمک کند و این برایم سخت بود. به خاطر سلامت روانم هم که شده تصمیم گرفتم شریک داشته باشم، حتی اگر این کار به معنی رسیدن سهم کمتر به من باشد. اما شریکمان باید چگونه باشد؟

۴ – روی قیف فروش خود تمرکز کنید

ای کاش قبل از شروع کسب و کار آنلاین خود، کتاب دات‌کام نوشته راسل برونسون را می‌خواندم. کار من بدون آگاهی قبلی از قیف‌های فروش آغاز شد، هنوز هم مشغول مطالعه و تکمیل اولین قیف فروش خود و اجرای آن در کارم هستم. چیزی که نمی‌دانستم این بود که جذب مشتری و هدایت آن‌ها به سمت وب‌سایتم کار ساده‌ای نیست. من تبلیغات را در فیس‌بوک و گوگل آغاز کردم تا نظر مشتریان را به فروشگاه خودم جلب کنم، اما  این کار را اشتباه انجام می‌دادم. هنوز فهرست ایمیل‌هایم را نساخته بودم یا به‌طور درست از آن‌ها استفاده نمی‌کردم. ابتدا باید یک قیف فروش شفاف برای خودتان تعریف کنید تا مشتریان رویایی‌تان را جذب کنید، کسانی که پیام شما را طنین‌انداز می‌کنند و به همه می‌رسانند. حفظ مشتری آسان‌تر از یافتن مشتری جدید است و این کار از طریق یک قیف فروش خوب امکان‌پذیر است.

۵ – شور و اشتیاق  باعث پولسازی می‌شود

همیشه فرصت‌های بی‌نظیری در بازار وجود دارند که موجب کسب درآمد و پولسازی می‌شوند. وقتی اوضاع سخت می‌شود و وضعیت مالی ناخوشایند، شما به پول بیشتری نیاز دارید تا بتوانید جریان کسب و کار خود را حفظ کنید. در این اوضاع دشوار، شور و اشتیاق و بینش شما است که می‌تواند در گذار از این شرایط سخت کمک کند.  اگر در مورد آنچه که انجام می‌دهید، علاقمند و مشتاق نباشید در نهایت دچار فرسودگی شغلی می‌شوید، کارتان را ترک می‌کنید و عرصه را به کسانی واگذار می‌کنید که نسبت به کارشان علاقمند هستند.

۶ – برای کارهایتان زمانبندی داشته باشید

در ابتدا خیلی خود را گرفتار کارهایم می‌کردم. هر روز تمام صندوق ورودی ایمیل خود را بررسی می‌کردم، پاسخ می‌دادم، فهرست موجودی را مدیریت می‌کردم، در شبکه‌های اجتماعی پست می‌گذاشتم و کارهایی از این دست انجام می‌دادم. این کار باعث شد که خیلی زود به فرسودگی شغلی برسم و غرق در استرس و آشفتگی شوم. این استرس و نگرانی ابتدا در رابطه با دوستان و خانواده خود را نشان داد. آنچه که دیدگاه من را تغییر داد، قانون پارکینسون بود. طبق این قانون « هر کار به اندازه زمانی که برای آن تخصیص داده شده طول می‌کشد.» اگر مثلاً یک ساعت در هفته را وقت پاسخگویی به منتقدین کنید، پس همان یک ساعت طول خواهد کشید. اگر کل روز را به این کار اختصاص دهید، مطمئن باشید که این کار کل روز شما را خواهد گرفت.

۷ – از سلامت ذهنی و فیزیکی خود غافل نشوید

کارآفرینی می‌تواند شما را منزوی کند. برخی روزها در صدر اخبار هستید و برخی روزها در عمق ناامیدی غوطه‌ور می‌شوید. متین و موقر ماندن در هر شرایطی یکی از سخت‌ترین چالش‌ها است. شاید سرتان خیلی شلوغ باشد ولی قرار نیست کل روز خود را به کارتان اختصاص دهید. حقیقت این است که اگر فردی هدف‌گرا، کارآفرین و دارای تیپ شخصیتی نوع A هستید، نوسانات خلقی بخشی از فطرت ژنتیکی شما است. فقط به خاطر داشته باشید هر آنچه را که مناسب است انجام دهید، اما هرگز سلامتی خود را فدا نکنید.

۸ – آدم‌های زیادی مایل‌اند به شما کمک کنند

با دیگران ارتباط برقرار کنید و از منطقه امن خود بیرون بیایید تجربیات چند سال گذشته نشان داد که وقتی خانواده و دوستان از اهداف شما مطلع شوند، با ایجاد ارتباط و تهیه ابزارهای لازم به شما در رسیدن به موفقیت کمک می‌کنند. وقتی من از منطقه امن خود بیرون آمدم و در مورد کارم صحبت کردم، فرصت‌های خیلی زیادی از سوی دیگران به من هدیه شد.

۹ – از گزینه‌های سرمایه‌گذاری خود مطلع شوید

SkinGrip کاملاً با سرمایه خودم راه‌اندازی شد. من سرمایه اولیه تولید محصولاتم را فراهم کردم و سپس به تبلیغات پرداختم. با گذشت زمان باید سفارشات بزرگ‌تری می‌گرفتم تا عرضه محصولاتم را بیشتر کنم. مشکل این بود که بیشتر پول من در کالاهای موجودی که داشتم و هنوز به فروش نرفته بودند، بلوکه شده بود و من جریان نقدینگی نداشتم. وقتی با متخصصان کسب و کار مشورت کردم فهمیدم که ابتدا باید از گزینه‌های تامین مالی که برای کسب و کارم وجود داشت، مطلع می‌شدم، مثل تامین بودجه از طریق دوستان، خانواده، سرمایه‌گذاران، وام‌ها و کمک‌های مالی.

۱۰ – لازم نیست برای شروع کارتان صد در صد آمادگی داشته باشید

وقتی به ایده‌هایم فکر می‌کنم، اغلب نگرانم که شاید تجربه و شایستگی‌های لازم برای موفقیت را نداشته باشم. ما هرگز آمادگی صد در صدی برای شروع یک کسب‌وکار را نداریم. همیشه کمبود آموزش و احتمالاً کمبود پول و تجربه وجود دارد. وقتی کارتان را آغاز می‌کنید، تجربه و پول و آموزش به همراه آن می‌آید. یکی از بهترین روش‌ها ورود به کاری است که قصد انجام آن‌را دارید. شما زمانی بازنده هستید که نتوانید از اشتباهات‌تان درس بگیرد و از آن‌ها در جهت پیشرفت‌تان استفاده کنید. 

دسته‌ها
آموزشی دیجیتال برندینگ وبسایت

چگونه سایت خود را برای تبلیغات در گوگل ادوردز آماده کنیم؟

مطمئناً زمانی که در پی تبلیغات سایت خود بوده‌اید دفعات زیادی به شما استفاده از گوگل ادوردز را پیشنهاد داده‌اند. در اینجا می‌خواهم یک‌بار دیگر به شما این پیشنهاد را بدهم کاملاً چکیده به شما بگویم که این روش هدفمندترین و به‌صرفه‌ترین روش تبلیغاتی است؛ اما این را هم باید بگویم این روش نیز مانند تمامی روش‌های تبلیغ رایگان نیست و باید برای آن هزینه‌ای پرداخت شود.

حال که مسئله پرداخت هزینه در میان است کاملاً امری معمولی است که هزینه کننده احتیاط بیشتری به خرج دهد؛ زیرا پول به‌آسانی به دست نمی‌آید هرچند به‌راحتی خرج می‌شود.

به‌طور کل بهتر است به شما بگویم گاهی خرج کردن پول مسئله مشکی نیست زیرا در برابر آن چیزی به دست می‌آورید. موضوع مهم این است که نباید این پول به‌اشتباه و نادرست خرج شود. مخصوصاً در مقابل گوگل ادوردز که با کسی شوخی ندارد. باید بدانید که اگر اشتباه کنید دیگر پول شما بازنخواهد گشت! پس حتماً قبل از شروع این روش تبلیغاتی، آگاهی کاملی از سیستم و نحوه عملکرد آن داشته باشید.

اما قبل از این‌که این سیستم را بشناسید لازم است مقدماتی را برای شروع این سیستم تبلیغاتی فراهم کنید تا لااقل خیالتان از خودتان آسوده باشد. حتماً باید قدم اول را محکم بردارید تا در ادامه بتوانید به بهترین نحو از سرمایه‌گذاری خود بهره ببرید.

مثالی برایتان می‌زنم تا بهتر موضوع را درک کنید در اینجا شما قرار است ویترین فروشگاه خود را به بهترین شکل بچینید تا حداقل از جلب اولیه نظر کاربر مطمئن شوید. البته، مسئله فقط جلب نظر کاربر نیست. کیفیت کار شما برای گوگل هم اهمیت بسیار زیادی دارد و هرچقدر کیفیت سایت و تبلیغ شما بیشتر باشد، هزینه‌های شما کاهش می‌یابد. در این حالت به یک معادله ۳ جانبه برد-برد-برد می‌رسیم! زیرا هم گوگل راضی است، هم مشتریان شما و هم خود شما!

همیشه به خاطر داشته باشید که هدف نهایی شما از تبلیغات گوگل، افزایش ورودی نیست، بلکه میزان تبدیل ورودی به مشتری است که معمولاً آن را با نرخ تبدیل اندازه می‌گیرید پس در اینجا نیاز است سایت خود را به‌گونه‌ای آماده کنید که بتواند نظر و اعتماد ورودی‌ها را جلب کند.

در این مقاله هدف ما آشنایی شما با ۵ نکته اساسی که قبل از شروع تبلیغات در گوگل ادوردز باید آن را رعایت کنید است تا با اطمینان خاطر و قدرت هرچه تمام‌تر کمپین تبلیغاتی خود را شروع کنید.

۱-قبل از شروع تبلیغات در گوگل ادرودز، دامنه سایت خود را هر چیزی قرار دهید غیر از ir.

یکی از اولین کارهایی که قبل از شروع تبلیغات بایستی انجام دهیم این است که سایت خود را برای فروش آماده کنیم. نخستین مسئله‌ای که باید به آن توجه داشته باشید این است که گوگل به شما اجازه نمی‌دهد بر روی دامنه.ir تبلیغ خود راه‌اندازی کنید؛ زیرا استفاده از سرویس گوگل ادرودز در ایران تحریم شده است؛ بنابراین نیاز است دامنه‌ای دیگر مانند.com یا.net به‌هرحال دامنه‌ای به‌غیراز.ir برای سایت خود داشته باشید تا بتوانید در گوگل تبلیغ کنید.

البته نیاز نیست نگران باشید، زیرا به‌راحتی می‌توانید یک دامنه دیگر برای خود ثبت و دامنه ir. سایت خود را بر روی آن پاک‌کنید. این کار خیلی سخت نیست و زمان زیادی هم از شما نمی‌گیرد و بی‌شک به زحمتش می‌ارزد البته این نکته سئویی را به یاد داشته باشید که حتماً دامنه جدید خود را No index کنید تا گوگل به‌عنوان کپی‌برداری از وب‌سایت دیگر، سایت شما را جریمه نکند!

۲-مزایا و خدمات کسب‌وکار خود را در سایت معرفی کنید

یکی از مسئله‌های مهمی که تأثیر مستقیمی در افزایش نرخ تبدیل ورودی به مشتری شما دارد، این است که ورودی‌های سایت بتوانند به شما اعتماد کنند و اینکه بتوانید نظرشان را جلب نمایید تا از محصولات یا خدمات شما استفاده کنند.

به این موضوع توجه کنید که تبلیغات گوگل بهترین ابزار برای جذب هدفمند مشتریان شما است، اما این موضوع که چه تعداد از این ورودی‌ها قرار است از شما چیزی بخرند، کاملاً بستگی به سایت شما، محتوایی که ارائه می‌دهید و مهم‌تر از همه این‌ها، دلیلی است که به کاربر می‌دهید تا از شما خرید کند.

این موضوع به‌دفعات زیادی پیش‌آمده که خیلی از مشتریان ما که درخواست تبلیغات گوگل می‌دهند پس از بررسی سایتشان می‌بینیم که نتوانسته‌اند با معرفی مناسب مزایا و ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود مخاطب را مجاب کنند تا از آن‌ها خرید کند. همچنین بارها پیش‌آمده که از متقاضیان تبلیغات گوگل پرسیده‌ام چرا باید فلان محصول را از شما خریداری کنم؟ معمولاً دلایل مختلفی را مطرح می‌کنند، مثل بهترین قیمت بازار، تضمین بازگشت وجه، ارسال رایگان و…

اما زمانی که سایت آن‌ها را زیر و رو می‌کنم، هیچ نشانی از این مزیت‌ها نمی‌بینم! درصورتی‌که شما باید مزایای کسب‌وکار خود را به همه اعلام کنید، برتری شما، ارزشی که برای کاربر ایجاد می‌کنید و امتیازات و خدماتی که به او می‌دهید نقش بسیار زیادی در افزایش شانس فروش شما خواهد داشت.

۳-در سایت خود فراخوان عمل ایجاد کنید

اگر بخواهم فراخوان عمل را در تعریفی ساده به شما بگویم یعنی اینکه چیزی از مخاطب خود بخواهید؛ یعنی با زبانی ساده به آن‌ها بگویید که دوست دارید چه‌کاری انجام دهند. مثلاً گذاشتن یک شماره تماس خالی در سایت کافی نیست و اضافه کردن این جمله در کنار شماره تماس که: «با ما تماس بگیرید»؛ می‌تواند موجب افزایش تماس‌های شما شود.

۴-راه‌های ارتباطی با خودتان را در معرض دید کاربر قرار دهید

قبل از تعریف این موضوع بهتر است برایتان مثالی بزنم، یکی از مشتریان گرامی تبلیغات در گوگل ادوردز سفارش داد. هدف این مشتری این بود که کاربران پس از دیدن تبلیغ وارد سایت بشوند و با او تماس بگیرند و او به‌صورت تلفنی ورودی‌ها را تبدیل به مشتری کند.

اما مشکل این کار اینجا بود که اگر هدفش این است که ورودی‌های سایت با او تماس بگیرند، باید حتماً شماره تماس خود را به بهترین شکل در سایت معرفی کند. به او گفتم حتی داشتن یک صفحه جداگانه به‌عنوان تماس با ما یا گذاشتن شماره تماس با فونت کوچک در انتهای سایت هم کافی نیست و ممکن است کاربران این قسمت‌ها را نبینند.

در این صورت چه رخ می‌دهد؟ کاربران هیچ راه ارتباطی مناسبی با شما پیدا نمی‌کنند و ناامیدانه از سایت شما خارج می‌شوند؛ و طبیعتاً شما نیز ناامید می‌شوید زیرا بابت آن ورودی هزینه کرده‌اید اما هیچ خبری از تماس نیست؛ بنابراین؛ لازم است راه‌های ارتباطی با خود را تا جای ممکن در اختیار کاربران سایت قرار دهید.

۵-نحوه هدف‌گیری محصولات و خدمات در سایت را مشخص کنید

برنامه‌ریزی بابت هدف‌گیری محصولات و خدمات شما در سایت قبل از شروع تبلیغات در گوگل ادوردز اهمیت بسیار زیادی دارد. فرض کنیم که شما یک فروشگاه لوازم‌خانگی دارید و محصولات زیادی از قبیل یخچال، هود، فر و… را به فروش می‌رسانید.

و به‌عنوان‌مثال کاربری که کلمه کلیدی «خرید اینترنتی هود» را جستجو می‌کند، پس از مشاهده تبلیغ شما و کلیک بر روی آن، قرار است وارد کدام صفحه از سایت شود؟ بهترین روش آن این است که کاربر بعد از کلیک مستقیم وارد صفحه محصولات هود شما شود و مثلاً کاربری که «خرید یخچال» را سرچ می‌کند، به صفحه محصولات یخچال شما وارد شود.

البته شما انتخاب‌های دیگری نیز دارید، مثلاً اینکه همه کاربران را بدون در نظر گرفتن چیزی که جستجو می‌کنند، بفرستید به صفحه اصلی که البته این کار خیلی خوب نیست و توصیه نمی‌شود.

دسته‌ها
دیجیتال برندینگ

داستان برند شما چیست؟

داستان برند چیست؟

تبلیغات سنتی در مورد برند شما آگاهی رسانی می‌کنند و برند شمارا به نمایش در می‌آورند. اما داستان برند باید یک واکنش احساسی را به مردم ببخشد.

برخی از مواردی که می‌تواند داستان برند شما را شامل شود، عبارت‌اند از:

  • تاریخچه برند شما (از کجا شروع کردید؟ چگونه شروع کردید؟ چه مصیبت‌هایی سر راهتان بود؟ و…)
  • محصولتان چیست؟ چه بود؟ چه تغییراتی کرد؟ واکنش اولیه مردم نسبت به محصولتان چه بود؟ شما چه کردید؟ (مثلاً می‌توانید چند رمز و راز را نیز درباره این که اصلاً چه شد که تصمیم گرفتید فلان محصول را تولید و معرفی کنید، بگویید)
  • بازاریابی‌تان چگونه بود؟ چه چالش‌هایی داشتید؟ چگونه به این موقعیت رسیدید؟
  • می‌توانید در مورد اتفاقاتی که در داخل شرکت‌تان و بین اعضا می‌افتد صحبت کنید.
  • در مورد خودتان بگویید! مثلاً کجا درس خواندید؟ از چه زمانی تصمیم گرفتید که این شرکت را تأسیس کنید؟ واکنش دوستان و آشنایان‌تان چه بود؟
  • و …

چند نمونه بسیار کوتاه در مورد داستان برند

  • اپل، برندی که کارش را از یک گاراژ شروع کرده بود و استیوجابزی که داستان زندگیش، احساسات واکنشی مردم را نسبت به برند اپل، دو چندان می‌کرد.
  • بیل گیتسی که حتی یک لحظه هم تسلیم نشد و با نوآوری‌هایش، به جرأت می‌توان گفت که زندگی چندین میلیارد انسان را تغییر داد.
  • مارک زاکربرگی که یک شبکهٔ کوچک برای ارتباط دانشجویان MIT، راه‌اندازی کرد و بعد از آن فیس‌بوکی که می‌شناسیم را خلق کرد. فیس‌بوکی که پشت‌بندش شبکه‌های اجتماعی دیگر آمدند و فعالیت در شبکه‌های اجتماعی، تبدیل به بخشی از Life Style درصد بسیار بالایی از مردم جهان شد.

به یاد داشته باشید که این نوع داستان‌ها فقط مختص برندهای بزرگ دنیا نیست و نخواهد بود!

به شخصه خود بنده با برند «تخفیفان» آشنا نبودم. اما وقتی که چندین مصاحبه و گزارش را در مورد بنیان‌گذار آن که یک «خانم» است خواندم و دیدم و شنیدم؛ ذهنم درگیر این برند شد. این خانم توانسته بود محدودیت‌هایی را که در پیرامون زنان ایجاد شده است، از سر راهش کنار بزند؛ این که بر خلاف باور اکثریت افراد جامعه، ثابت کرد که یک خانم می‌تواند یک کارآفرین موفق بوده و کارهای بزرگ انجام دهد و … .

یا برای مثال داستان برند دیجی‌کالا که از خرید یک دوربین استوک از بازار، توسط برادران محمدی شروع شد و بعد از آن داستان بزرگ شدن برند دیجی‌کالا را که می‌خوانیم، این که چه شد تا به جایی رسیدند که تبدیل به چهارمین وب‌سایت پربازدید ایران شدند، چه شد که به درآمد روزانهٔ میلیاردی رسیدند و … . همهٔ این‌ها درگیری مخاطبان را با برند دیجی‌کالا بیشتر می‌کند و بر اصلی‌ترین موضوعی که در بحث برندینگ وجود دارد، یعنی ذهنیت مردم نسبت به یک برند، تأثیر قابل توجهی خواهد گذاشت.

داستان برند توسط چه کسی نوشته خواهد شد؟ ما یا دیگران؟

پاسخ هر دو  سؤال واضح است.

هم شما می‌توانید رسانه‌ها و مردم را از داستان برند خود مطلع کنید و هم رسانه‌ها و مخاطبان‌تان می‌توانند دست به قلم شوند و با توجه به اتفاقاتی که در مورد برندتان اتفاق می‌افتد، بخشی از داستان برند شما را می‌نویسند.

حتی اگر برخی از مردم هم بخواهند نظری مثبت و حتی منفی را در مورد برندتان بگویند، این نظر آن‌ها می‌تواند بخشی از داستان برند شما را تشکیل دهد. بنابراین باید به شدت مراقب باشید تا برندتان هیچگاه با یک ویژگی منفی معروف نشود! وگرنه شما خواهید ماند و یک لکهٔ بدرنگ که بر روی داستان برندتان نقش بسته تا برند شمارا از جایگاه واقعی خود دور کند.

نکاتی پیرامون نوشتن داستان برند

  1. خودتان را بشناسید
  2. دیدگاه واضحی داشته باشید
  3. یافتن مخاطبین خود
  4. محدود کردن تخصص و تمرکز
  5. یافتن روایت خود
  6. ساده بودن داستان برند
  7. بدون داستان برند تبلیغ نکنید

در ادامه به توضیح برخی از موارد ذکرشده در بالا خواهیم پرداخت:

داستان برند ساده‌ای داشته باشید

Hocks  می‌گوید که بهتر است برای برند خود داستان ساده‌ای داشته باشید.

او می‌پرسد که: چگونه می‌توانید داستانی بگویید که موجب برانگیختن احساسات شود؟ شرکت شما تلاش دارد چه مشکلی را حل کند؟ شرکت شما چگونه این مشکل را حل کرده است؟ موفقیت ازنظر شرکت شما چیست؟ شما باید مطمئن شوید که داستانتان یک حرکت پیوسته و پویا را نشان دهد نه این‌که همه‌چیز را به پایان برساند.

Ron Maoz، مسئول بازاریابی دیجیتال در شرکت حسابداری Clever Accounts، به شرکت‌هایی مانند اپل، آمازون اشاره   می‌کند و می‌گوید داستان برند آمازون و داستان برند اپل، داستان‌های خیلی شفاف و ساده‌ای برای برندهای خودشان دارند.

Josh Meah، مدیرعامل و یک “کمال‌گرا درزمینهٔ بازاریابی” در سایت خودش JoshMeah.com درباره داستان برند اپل   می‌گوید که Apple خودش ازنظر تاریخی یک برند خلاق و پیش رو می‌باشد و به همین دلیل، محصولاتش را برای خودش و هرکسی که همین سیستم ارزش را دارد طراحی می‌کند. اصولاً، شما چیزی را خواهید ساخت که یا کس دیگری آن را دوست داشته باشد و یا این‌که خودتان آن را دوست داشته باشید.

روایت خود را بیابید

Villegas  می‌گوید داستان خاص هر برند که در واقع نشان‌دهنده آن برند است می‌تواند یک داستان مستقل و یا ترکیبی از داستان‌های مختلف باشند که درنهایت یک روایت گسترده را ایجاد خواهند کرد.

او می‌گوید: اگر شما نمی‌خواهید از یک داستان مستقل استفاده کنید (مانند داستان مؤسس شرکت)، می‌توانید از داستان‌های کوچک برای ایجاد یک روایت خوب برای برند استفاده کنید و تجارب واقعی مشتریان، کارمندان، خدمات دهندگان و دیگران را از نو خلق کنید.

شما به Ben Cohen و Jerry Greenfield، مؤسسین شرکت بستنی‌سازی Vermont که نامشان بر همین شرکت هم نهاده شده است نگاه کنید. داستان آن‌ها در یک پمپ‌بنزین بازسازی‌شده در برلینگتون در ۱۹۷۸ شروع می‌شود و در طول سالیان، آن‌ها یک برند جهانی را با حفظ ارزش‌ها و هویت خودشان، ایجاد کرده‌اند.

دسته‌ها
دانستنی‌ها دیجیتال برندینگ

ویژگی های یک لوگو حرفه ای چیست ؟

منحصر به فرد بودن لوگو

طراحی لوگو شما باید قدرت حضور در بازار را داشته و بلافاصله توسط مخاطبان شما تشخیص داده شود. یک راه بسیار مناسب برای انجام این کار، عدم استفاده نشان های عمومی، تصاویر و یا آیکون های تکراری است. در حالی که طرح باید معرف کسب و کار شما باشد ولی در عین حال نشان دادن محصول یا خدماتی که شما فراهم می کنید در آرم الزامی نیست.

استفاده از خلاقیت بالا، طراحی نوشتاری حرفه ای و تایپوگرافی نیز می تواند، ضمن اضافه کردن اعتبار به طرح لوگو، به منحصر به فرد بودن نام تجاری شما نیز کمک کند.

به یاد ماندنی بودن لوگو

یک طراحی لوگو حرفه ای و عالی ، نیاز به ایجاد یک حس طنین انداز در کاربران با نگاه اول دارد تا آن را به نشانی به یاد ماندنی تبدیل کند .به رسمیت شناختن نام تجاری شما در میان مخاطبان، به ساخت یک رابطه بین شما و مشتریانتان کمک خواهد کرد و باعث افزایش درصد اعتماد به نام تجاری شما و اعتبار شما در بازار خواهد شد.

استفاده از یک طرح عالی و حرفه ای همراه با بازاریابی مناسب کمک خواهد کرد تا نام تجاری شما در صنف های مرتبط با کسب و کار شما در میان مخاطبان پای به عرصه بگذارد و همچنین این نام تجاری یک رقیب جدی برای دیگر رقبا در عرصه ی فعالیت به شمار آید.

انعطاف پذیر بودن طرح

ویژگی های یک لوگو حرفه ای

یک طراحی لوگو قوی و حرفه ای باید بتواند به خوبی و بدون تغییر ماهیت و هدف خود در سراسر رسانه های مختلف جای بگیرد. به عنوان مثال قرار گیری آرم یک کمپانی در وب سایت رسمی آن شرکت ، باید توسط مشتریان، فوق العاده به نظر برسد.

همچنین این نشان باید مشتریان بالقوه ای که کارت تجاری شما را دریافت می کنند و یا آرم شما را بر روی یک تابلوی تبلیغاتی بزرگ می بینند، تحت تاثیر قرار دهد. این به این معنی است که نشان شما باید طوری طراحی شود که در هر کانال تبلیغاتی به خوبی جای بگیرد و مشکلاتی از قبیل ترکیب بندی ضعیف، کیفیت نامناسب و یا دیگر مشکلات مقیاسی را نداشته باشد.

اگر آرم شما قابلیت انتقال بی وقفه از یک رسانه به رسانه ی دیگری را نداشته باشد، مشروعیت شرکت شما را می تواند  تحت تاثیر قرار دهد.

گویا بودن نشان

اگرچه طراحی لوگو شما شاید به طور مستقیم  نشان دهنده ی محصولات و یا خدمات شما نباشد، اما به طور یقین باید هدفی در مورد ارزش ها و فرهنگ شرکت شما را منعکس کند. در حالت ایده آل فرهنگ شرکت شما ، افکار و عقاید مخاطبان شما را تحت تاثیر قرار می دهد.

درک و شناخت مخاطبان، شما را قادر می سازد تا به سادگی یک آرم تاثیر گذار و مناسب برای نام تجاری خود طراحی کنید، به طوری که این طرح مخاطبان خود را تحت تاثیر قرار داده و بر مشروعیت کسب و کار شما بیافزاید. بخشی از ایجاد یک طرح فریبنده، انتخاب یک رنگ مناسب (یا همان رنگ سازمانی)است که کمک می کند تا شمااحساسات بیننده ی خود را جادو کنید.

ویژگی های یک لوگو حرفه ای

ساده بودن لوگو و آرم

طراحی اثربخش یک آرم در سادگی  آن نهفته است. بهترین طرح ها، ساده ترین آن ها هستند که جهت تاثیرگذاری بیشتر، در آن ها از رنگ و متن استفاده می شود، اما یک لوگوی موفق بدون این دو مورد نیز به راحتی برای مخاطبان قابل تشخیص می باشند.

اضافه کردن افکت های اضافی و یا متن های غیر ضروری می تواند مخاطبان را از تصویر نمادین برند شما منحرف سازد و از ارزش طراح شما بکاهد. همچنین استفاده نامناسب از اندازه فونت ها و اشکال نیز می تواند ارزش کار شما را پایین آورند.

آموزنده بودن طرح

در حالی که طراحی آرم قوی برای یک شرکت ، لزوما نباید انعکاسی دقیق از کاری که کمپانی شما انجام می دهد منتقل نماید، اما باید آن طرح یک تجربه آموزشی برای مخاطبانتان در بر داشته باشد. نگاه به لوگوی شما باید به مخاطبان در درک نام تجاری شما کمک نماید، یا با انتقال آنچه که شما انجام می دهید، یا نشان دهنده ی فرهنگ شرکت شما باشد و یا خدماتی که شما برای مصرف کنندگان ارائه می دهید را به نمایش بگذارد.

هم رنگی ، هم سیاه و سفید باشد! اگرچه رنگ بخش مهمی در طراحی یک طرح خوب تلقی می شود، اما ممکن است رنگ همیشه در دسترس مخاطبان شما نباشد. اگر نشان شما به صورت سیاه و سفید از جذابیت بالایی برخوردار نباشد، شما ممکن است توجه بخشی از مخاطبین خود را از دست بدهید.

ویژگی های یک لوگو حرفه ای

در نتیجه آرم شما باید به گونه ای طراحی شود که هم در شرایط رنگی و هم در شرایط سیاه و سفید (مانند مهر رسمی شرکت یا اوراق فکسی) جذاب باشد و توجه کاربران را به خود جلب نماید.

ماندگار بودن آرم

نشان شما هرگز نباید تاریخ انقضاء داشته باشد. بهترین طراحی لوگو برای شرکت شما در آینده نیز، زیبایی خود را حفظ می نماید و حتی زمانی که شما طرح خود را مدرن سازی کنید نیز بیانگر هوییت اصلی تجارت شما خواهد بود.

در نتیجه برای انتخاب طرح خود از ساختاری استفاده کنید که همیشه در عرصه باشد و به مرسومات کوتاه مدت و مد روز فکر نکنید. علاوه بر این، مطمئن شوید که لوگوی شما تنها فرهنگ مرسوم شده ی حال حاضر را به نمایش نمی گذارد، زیرا که در آینده ارزش خود را از دست خواهد داد.

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره  طراحی آرم و نشانه و همچنین درخواست مشاوره رایگان در این زمینه به بخش سفارش طراحی لوگو مراجعه فرمائید.

دسته‌ها
دانستنی‌ها دیجیتال برندینگ

برندینگ

برندینگ Branding به تمام روش‌هایی گفته می‌شود که شما با استفاده از آن‌ها تصویری از محصول، خدمت و یا شرکت خود را در ذهن و  چشم مشتریان ایجاد می‌کنید. به عبارتی دیگر برندینگ به فرآیند علمی و تخصصی گفته می‌شود که شما و یا سازمان تلاش می‌کنید تا آن را خلق کنید.

 برند (Brand)

برند احساس و ادراکی خواهد بود درباره یک محصول، یک فرد، یک ایده و … که در ذهن مصرف کنندگان و یا کاربران آن سازمان شکی خواهد گرفت.

برندینگ چیست؟

وعده دادن در خصوص یک برند و سپس انجام دادن آن را ابتدایی‌ترین مفهوم برای برندینگ در نظر گرفته‌اند. به طور کلی  برندینگ یکی از مهم‌ترین ابعاد هر کسب و کاری به شما خواهد رفت، چه بزرگ و چه کوچک. یک استراتژی برندیگن مؤثر باعث خواهد شد تا شما در بازار رقابتی وجود داشته باشید و باعث پیروزی شما شود؛ اما در حقیقت برندینگ به چه معنا است و چگونه بر روی کسب و کارهای افراد تأثیر خواهد گذاشت؟

یکی از چیزهایی که با استفاده از آن می‌شود به ارزیابی شرکت و یا کشب و کاری پرداخت وضعیت برند آن حرفه خواهد بود. ما باید ببینیم که آیا برند آن‌ها شناخته شده است یا خیر؟ بازخوردهای دریافتی مثبت است یا منفی؟

برندسازی یا برندینگ (Branding) فرآیندی است منظم که به منظور ایجاد آگاهی و افزایش وفاداری در مشتری استفاده می‌شود. برای برندسازی اهدافی وجود دارد، هدف اصلی از برندسازی یک محصول، خدمت یا سازمان ایجاد ذهنیت و چشم انداز نسبت به تجارت خود در مشتریان است تا جاییکه رفع نیازهای خود را در گرو مراجعه به شما بدانند. این کار مستلزم دستورهای سطوح بالا و آمادگی لازم برای سرمایه‌گذاری در آینده است. برندسازی (برندینگ) استفاده از هر فرصتی است تا بگوییم چرا مردم باید یک برند یا نام تجاری را نسبت به سایر برندها ترجیح و  انتخاب نمایند.

برند سازی از دید بزرگان

در حالت کلی برندینگ یا برندسازی  (Branding)، فرآیندی خواهد بود که در طی آن به جایگاه‌های متفاوت اعم از احساسی و عاطفی یک محصول یا خدمت افزوده خواهد شد، بدین وسیله ارزش آن برای مشتریان و سایر مخاطبان افزایش پیدا خواهد کرد.

حاصل پیام‌ها و یا گزارش‌های رسانه‌ها برندیدنگ و یا برندسازی خواهد بود. هر مقدار که تعداد این پیام‌ها افزایش یابد و محتوای آن‌ها به صورت مطلوب‌تری تولید شود نام تجاری و برندینگ قوی‌تر خواهد بود.

(آل ریس، لورا ریس، کتاب سقوط تبلیغات و ظهور روابط عمومی)

صاحبان کسب و کار در تعریف برند دخیل نیستند و برند توسط “مخاطبان” تعریف خواهد شد.

برند آن چیزی نیست که “شما” می گویید هستید، بلکه چیزی است که مخاطبان شما می گویند. (جف بزوس – آمازون)

جوهر بازاریابی برند، فرصت ایجاد یک خاطره است.  (استیو جابز)

برندها با تعریف “شخصیت انسانی” خود وعده‌ای را به مصرف کنندگان می‌دهد.  (دیوید آکر)

انواع برندسازی یا برندینگ (Branding):

تا به امروز دسته‌های مختلفی از برندسازی توسط استادهای مختلف ارائه شده است، ما برای شما برجسته‌ترین دسته بندی‌ها را برایشم خواهیم آورد:

  • برندسازی مشارکتی یا Co-Branding: مشارکت با برندی دیگر جهت دست‌یابی به هدف
  • برندسازی دیجیتال: وب سایت، رسانه‌های اجتماعی، بهینه سازی موتور جستجو، استفاده از وب برای تجارت
  • برندسازی شخصی یا Personal Branding: روش هر فرد برای ایجاد اعتبار و شهرت برای خودش
  • برندسازی علّی: برندتان را با یک نیت خیر خواهانه همسو کنید؛ یا مسئولیت اجتماعی شرکت
  • برندسازی کشوری: تلاش برای جذب توریست و کسب و کار

اشتباهات رایج در مفهوم برند و برندینگ (Branding)

در این قسمت نیز برخی از اشتباهات رایج در درک مفهوم برند و برندسازی و مواردی که برند محسوب نمی‌شوند را برای شما ذکر می‌کنیم:

  • برند با لوگو، آرم یا المان‌های سمبلیک متفاوت است.
  • برند با علامت تجاری (Trade Mark) تفاوت دارد.
  • شعار سازمانی با داشتن برند شعار متفاوت است.
  • برند با اشتهار یا حسن شهرت و معروفیت متفاوت است بنابراین هر سلبریتی دارای برند شخصی (پرسونال برند) نیست.
  • برند قوی و معتبر دلیل بر گران قیمت بودن ندارد.
  • برند یک اتفاق رویداد محور نیست.

ابزارهای ضروری ساخت برند

برای ساخت برند خود باید از ابزارهای مخصوص استفاده کنید، این ابزارها عبارت‌اند از:

  • برندینگ صدا و آوایی (شنیداری)
  • برندینگ ویدیویی
  • برندینگ بصری (دیداری)
  • تولید و بازاریابی محتوایی
  • فعال سازی برند
  • برندینگ رویداد و مراسم
  • تبلیغات دهان به دهان (Word of Mouth)

بازسازی برند

امکان دارد شما در حال حاضر از برند خود رونمایی کرده باشید و آن را به عمعرف عموم رسانده باشید اما از نتایج به دست آمده راضی نباشید. یکی از مراحل مهم و حساس در تاریخ تجارت‌ها بازسازی و بهبود برندینگ است، در این مرحله کوچکترین اشتباه امکان داد باعث از دست رفتن مشتریان کنونی شما شود؛ اما در نقطه مقابل این امر شما می‌توانید با برندینگ حرفه‌ای و متناسب تجارت خود را متحول کرده و از مشتریان خوب و کافی برخوردار شوید.

ارزش ویژه برند  –  Brand Equit

«ارزش ویژه برند» (Brand Equity) به مجموعه‌ای از دارایی‌های نامشهود  و مشهود برند است که با نام برند پیوند و گره‌خورده است.

تحقیقات بازاریابی حاکی از آن است که ارزش ویژه برند یکی از مهم‌ترین دارایی‌های یک تجارت یا سازمان است. ارزش ویژه برند از قدرت برند که حاصل حسن شهرت و شناخت و آگاهی از برند در مدت‌زمان به‌دست‌آمده و باعث اعتماد و وفاداری بیشتر مخاطبان و مشتریان خواهد شد.

ارزش ویژه برند مزیتی است رقابتی و باعث افزایش فروش و درآمد بالاتر می‌شود و کاهش هزینه‌ها را در پی خواهد داشت. ارزش ویژه برند به‌عنوان ارزش‌افزوده یک کسب‌وکار بوده و بالاتر از ارزش دارایی‌های فیزیکی آن به دلیل جایگاه به‌دست‌آمده در بازار و توان بالقوه برند است.

دسته‌ها
دیجیتال برندینگ

۴ قدم حیاتی برای یک دیجیتال برندینگ نتیجه ‌بخش

دیجیتال برندینگ امروزه به یکی از مهم‌ترین بخش‌های گسترش کسب و کار تبدیل شده است که با جدی گرفتن آن و البته اقدامات درست و اصولی، می‌تواند نتیجه مثبتی برای شما به همراه داشته باشد. ما در این مطلب قدم‌های اولیه مرتبط با دیجیتال برندینگ را مرور می‌کنیم. 

ارزش یک برند بر اساس میزان سودی که تولید می‌کند، این که چقدر در مقام مقایسه با دیگر رقیب‌ها قوی‌تر است و چه نقشی در خرید و فروش یک محصول ایفا می‌کند، تعیین می‌شود. برای مثال، نام و لوگوی نایکی روی یک کفش، نقش موثری در فروش محصول دارد اما برندی مثل کیبلر الف که یک شرکت کیک و شیرینی است، نقش کمتری در مقایسه با دنیای فروش شیرینی‌ها دارد. همچنین در دنیای تکنولوژی، در حال حاضر برند شماره یک دنیا در اختیار کمپانی اپل است، کمپانی بزرگی به ارزش ۲۱۴ میلیارد دلار.

برندسازی، روند خلق یک نام، لوگو، سمبل و شخصیتی برای ارایه محصول یا سرویس شما است. یک برند زمانی ارزش واقعی خود را پیدا می‌کند که مشتری‌ها نسبت به ارزش و کیفیت بالای محصول یا سرویسی که با برند خود ارایه می‌دهید گره بخورند. برندسازی حیاتی است چرا که باعث خلق یک مهر و اثر به یادماندنی در ذهن مشتری می‌شوند که نقش به‌سزایی در آگاهی و وفاداری بلند مدت نسبت به محصول و سرویس شما ایفا می‌کند. در دنیایی پر از گوشی‌های هوشمند، لپ تاپ و دسترسی آسان به اینترنت، دیجیتال برندینگ تصویری مستحکم برای مشتریان می‌سازد تا آن‌ها را از انتظاراتی که می‌توانند از محصول و سرویس شما داشته باشند آگاه سازد.

 به یاد داشته باشید که میزان رضایت مشتری‌ها نسبت به برند شما بر اساس مواجه شدن یا وجود قابل توجه تمام عناصری است که مشتری از شما انتظار دارد. خلق یک تصویر مثبت و ثابت در دیدگاه مشتری بسیار ضروری است. کارآفرینان تازه‌کار معمولا آن قدر زمان زیادی را صرف ساخت محصولات جدید می‌کنند که اهمیت دیجیتال برندینگ را به کلی فراموش می‌کنند. حتی برای بسیاری از این کارآفرینان، روند توسعه دیجیتال برندینگ بسیار دلهره‌آور و ترسناک به نظر می‌رسد، اما کافی است تا چند قدم از راهی که در ادامه برای شما می‌گوییم را انجام دهید تا بتوانید این روند را به خوبی شروع و دنبال کنید.

۱. پایه‌گذاری یک هویت

هویت دیجیتال برندینگ را بر اساس ارزش‌ کلیدی محصول خود قرار دهید، ارزشی که دلیل شماره یک مشتریان برای خرید محصول یا جذب شدن به سرویس شما است. این هویت در دیجیتال مارکتینگ باید تا حد امکان واضح، مختصر و مفید اعلام شود.

سعی کنید تمامی ارتباطات متعاقب را در این تصویر برای دیجیتال برندینگ خود در نظر بگیرید و به تصویر بکشید. برای مثال شرکت مسافربری Lyft برای دیجیتال برندینگ خود از جمله‌ی Rides in minutes استفاده کرده است، اما شرکت دیگری مانند Uber از جمله‌ی The smartest way to get around استفاده کرده است. در بسیاری از موارد دیده شده که نمایندگان فروشی که هنوز با دنیای دیجیتال و دیجیتال مارکتینگ خو نگرفته‌اند، معمولا در تکاپو هستند تا به جای خاص جلوه دادن کمپانی، تصویری ساده را به تصویر بکشند.

البته سادگی بد نیست، اما اگر این سادگی هوشمندانه نباشد کار به جایی نمی‌رسد. برای مثال، یک نماینده فروش می‌گوید: «ما قطعات پس از فروش را ارایه می‌کنیم.» این افراد ممکن است توانسته باشند منظور خود را برسانند، اما از نظر دیجیتال مارکتینگ، این جمله بسیار عادی است و نکته خاصی را برای مشتری به تصویر نمی‌کشد. به جای بیان این جمله، می‌توان گفت: «ما قطعاتی را به فروش می‌رسانیم که در هیچ جای دیگری پیدا نمی‌شود و می‌توانید دستگاه با ارزش خود را به راحتی تعمیر کنید.» ارزش و کیفیت همیشه اولین و مقدم‌ترین بخش کسب و کار شما هستند که در دیجیتال برندینگ باید به خوبی آن‌ها را به تصویر بکشید.

۲. ظاهر برند خود را جدی بگیرید

طراحی در دیجیتال برندینگ

بخش مهمی از هویت برند شما در دیجیتال برندینگ به شکل و شمایل کسب و کار مربوط است که شامل لوگو، رنگ‌ها، نوع فونت و دیگر عناصر طراحی می‌شود. تحقیقات در مورد تاثیر رنگ در نمایش هویت یک برند چه در لوگو و چه در سایر موارد مربوط به برندینگ نشان می‌دهد که رنگ یکی از مهره‌های مهم و حیاتی است. بین ۶۲ تا ۹۰ درصد از اولین گزینه ارزیابی یک محصول از نگاه مشتری، بر اساس رنگ‌ها صورت می‌گیرد.

برای مثال، رنگ قرمز نشانگر قدرت و انرژی یا اشتیاق و عشق است، رنگ سبز نمونه طبیعت، سلامتی، حاصلخیزی و شانس است. البته در نظر داشته باشید که معنای رنگ‌ها می‌تواند رابطه مستقیمی با هر فرهنگ داشته باشد. بنابراین بهتر است در تمامی زمینه‌های دیجیتال برندینگ خود که شامل وب سایت و شبکه‌های مجازی می‌شود، رنگ را به عنوان یکی از ستون‌های مستحکم کسب و کار خود در نظر بگیرید.

از طرفی دیگر فونت هم از توانایی ایجاد احساسات، شور و هیجان برخوردار است و لوگو نشان اصلی آن چیزی است که مردم شما را به خاطر می‌سپارند. دنیایی از فونت‌های متنوع توسط افراد مختلف خلق شده است و یکی از پیشگامان این زمینه، کمپانی گوگل است که ۹۱۵ فونت را در کتابخانه خود قرار داده تا بتوانید روی سایت و دیجیتال برندینگ خود استفاده کنید. از طرفی طراحان گرافیکی وجود دارند که لوگوی منحصر به فرد شما را خلق می‌کنند. مهم‌ترین نکته در زمینه فونت و البته لوگو، خوانا بودن و در دسترس بودن آن‌ها است. خلاقیت می‌تواند دیجیتال برندینگ و طراحی‌های مربوط به آن را به سمت فونت‌ها و لوگو‌های زیبا و هنرمندانه هدایت کند اما خیلی از آن‌ها به راحتی قابل خواندن نیستند.

۳. آگاهی سازی برند توسط دیجیتال برندینگ

هنگامی که جایگاه ارزش برند و تصاویر مربوط به آن را آماده کردید، حالا زمان آن رسیده است تا با استفاده از اینترنت آگاهی و اطلاع‌رسانی کنید. باید بدانید که بازار مورد هدف شما چیست. سایت‌های دائما آنلاین و افراد بانفوذی که آن‌ها را دنبال می‌کنند بشناسید. برخی از این اطلاعات تنها با کمی گشت و گذار و تحقیق به دست می‌آیند. برای هر گونه کسب و کار تجارت به تجارت، مشتریان معمولا از پلتفرم لینکدین استفاده می‌کنند و می‌توانید از این طریق با افراد مرتبط با تجارت خود آشنا شوید.

همچنین اگر به دنبال یک نقطه شروع برای ارایه سرویس آنلاین هستید، بهتر است نسبت به هدفی که دارید، دیجیتال برندینگ را آغاز کنید. یک مثال کوچک: شما یک کسب و کار در زمینه مواد غذایی راه انداخته‌اید که می‌خواهید از طریق دیجیتال برندینگ کار خود را گسترش دهید، بنابراین بهتر است بدانید که بسیاری از مشتریان شما مثلا در سایت‌های مربوط به تدارکات جشن‌‌‌های مختلف فعالیت دارند.

در قدم بعد برای دیجیتال برندینگ، شروع به تولید محتوا برای سایت خود کنید و اگر به صورت گسترده و بین‌المللی فعالیت دارید، تا جای ممکن این محتویات را برای تمامی بازارهای خود، بومی‌سازی کنید. تا حد امکان محتویات مختلف تولید کنید، چرا که با این کار شما به برند خود و همچنین مشتری‌ها ارزش زیادی می‌افزایید. شما حتی با این کار دلیلی به مشتریان می‌دهید که روزانه به سایت یا شبکه‌های اجتماعی‌ شما سر بزنند. در ادامه‌ی مثال کسب و کار مواد غذایی، می‌توانید به صورت روزانه یا هفتگی مطلبی در مورد مواد غذایی، جشن‌های مختلف و این موارد تولید کنید.

تحقیقات نشان داده است تجارت‌‌هایی که دائما بخش بلاگ سایت خود را به‌روز می‌کنند، ۹۷ درصد ورودی بیشتری در تجارت خود کسب می‌کنند. مطالب خود را در تمامی شبکه‌های اجتماعی شرکت خود قرار دهید. از این طریق مطالبی که تولید کرده‌اید برای مشتری‌ها قابل دسترس‌تر است و می‌توانند به راحتی آن‌ها را برای دیگران به اشتراک بگذارند. حتی در صورت امکان، ویدیو و پادکست تولید و منتشر کنید. هر چه بیشتر در اینترنت اشباع و غرق شوید، بیشتر، بهتر و راحت‌تر مشتری‌ها شما را پیدا می‌کنند.

۴. اعتماد، اعتبار و وفاداری ایجاد کنید

زمانی که مشتریان خود را فراهم کردید، مطمئن شوید که همواره بهترین سرویس‌ها و محصولات را به آن‌ها ارایه می‌دهید. در صورتی که شما کیفیت محصولات خود را فراهم و به ارزش آن‌ها اضافه کنید، مشتری‌ها دائما باز می‌گردند. یک برنامه رجوعی تدارک ببینید.

برای مشتریانی که برای شما مشتریانی جدید می‌آورند پاداش تعیین کنید. این تاکتیک ساده نه تنها باعث می‌شود مشتریان جدید به سمت شما بیایند، بلکه باعث می‌شود تا مشتریان قدیمی بیشتر از قبل از شما راضی باشند، چرا که آن‌ها دائما در حال سود بردن از سوی شما هستند. حال می‌توانید از این رضایت مشتریان به نحو احسن استفاده کنید! چگونه؟ درست زمانی که رضایت آن‌ها را به دست آورده‌اید، راهی ایجاد کنید تا آن‌ها بتوانند به محصولات و سرویس‌های شما امتیاز بدهند و حتی به صورت آنلاین بازخورد خود را به گوش دیگران برسانند.

همانطور که به تجارت خود ادامه می‌دهید، هرگز برند خود را تغییر ندهید. لوگو، شعار یا هر چیزی را که مربوط به دیجیتال برندینگ و هویت کسب و کار شما می‌شود تغییر ندهید. شما تمام زمان و هزینه را برای آگاهی و وفاداری صرف کرده‌اید. چرا باید عمدا و ناگهان آن‌ها را با این کار دور بریزید؟ تغییر برند باعث فرسایش و کاهش ارزش کسب و کار شما می‌شود. برای مثال، کمپانی کوکاکولا پنجمین برند باارزش دنیا است اما آن‌ها هرگز لوگوی خود را تغییر نداده‌اند. تنها زمانی تغییر برند با عقل جور درمی‌آید که از کاربرد و افزایش منفعت آن مطمئن باشید.